تبلیغات
اخبار نجوم - مطالب اسفند 1388
تبلیغات شما
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



ماهواره
icon پنجشنبه 20 اسفند 1388 | بازدید : مرتبه icon طبقه بندی: سفر به فضا بخش 2، 

 

ماهواره مخابراتی میل‌استار

ماهواره، یا «قمر مصنوعی»، به دستگاه‌های ساخت بشر گفته می‌شود که در مدارهایی در فضا به گرد زمین یا سیارات دیگر می‌چرخند.

اهمیت ماهواره‌ها برای مخابرات و بررسی منابع زمینی و پژوهش و کاربردهای نظامی و جاسوسی روزافزون است. بخشی از پژوهشهای علمی و تخصصی که در آزمایشگاه‌های مستقر در فضا انجام می‌شود، هرگز نمی‌توانست روی کره زمین جنبه عملی به خود گیرد.

 تاریخچه

ظاهرا نخستین اشاره به ماهواره در ادبیات، نوشته‌ای از ادوارد اورت هیل است. او در سال ۱۸۶۹ در داستانی بنام «ماه آجری» از ماهواره‌ای حامل انسان نام می‌برد که به دور زمین می‌گردد. ژول ورن نیز در داستان «میلیون‌های بگم» در سال ۱۸۷۹ از گلوله توپی نام می‌برد که بطور ناخواسته در مدار زمین به گردش درآمده‌است. کنستانتین سیولخوسکی نیز در رساله خود بنام «اکتشاف فضای کیهانی با وسائل عکس‌العملی» در میان انبوهی از اندیشه‌های نو در مورد فضانوردی، از ماهواره نیز نام می‌برد. در سال ۱۹۴۵ آرتور سی. کلارک نویسنده داستان‌های علمی، برای اولین بار پیشنهاد کرد که ماهواره‌های ارتباطی برای تامین ارتباط در سراسر زمین در مدار زمین‌هم‌زمان کره زمین قرار گیرند.

تاریخچه ماهواره‌های مصنوعی: اولین ماهواره مصنوعی اسپوتنیک ۱ (Sputnik ۱) بود که توسط شوروی در ۴ اکتبر ۱۹۵۷ شروع به کار کرد. که این باعث به راه افتادن یک رقابت فضایی بین شوروی و آمریکا شد. آمریکا نیز اولین ماهواره خود را در ۳۱ ژانویه ۱۹۵۸ به فضا پرتاب کرد. بزرگترین ماهواره مصنوعی که هم اکنون به دور زمین می‌چرخد ایستگاه بین المللی فضایی می‌باشد.

نخستین پرتاب توسط کشور
کشور   سال پرتاب   نخستین ماهواره  
Flag of the Soviet Union.svg اتحاد جماهیر شوروی (Flag of Russia.svg روسیه) ۱۹۵۷ اسپوتنیک ۱
Flag of the United States.svg ایالات متحده ۱۹۵۷ اکسپلورر ۱
Flag of France.svg فرانسه ۱۹۶۵ آستریکس
Flag of Japan.svg ژاپن ۱۹۷۰ اسومی
Flag of the People's Republic of China.svg چین ۱۹۷۰ دونک فانگ هونگ ۱
Flag of the United Kingdom.svg پادشاهی متحده ۱۹۷۱ پراسپرو ایکس-۳
Flag of India.svg هند ۱۹۸۰ روهینی
Flag of Israel.svg اسرائیل ۱۹۸۸ اوفک-۱
Flag of Ukraine.svg اوکراین ۱۹۹۵ سیچ-۱
Flag of Iran.svg ایران ۲۰۰۹ امید ۱

 انواع ماهواره

•ماهواره ضد سلاح: که بعضی مواقع ماهواره‌های کشنده نیز خوانده می‌شوند، که ماهواره‌هایی هستند که برای خراب کردن ماهواره‌های دشمن و دیگر سلاح‌های مداری و اهداف دیگر طراحی شده‌اند. که هم آمریکا و هم روسیه از این نوع ماهواره دارند.

•ماهواره‌های ستاره‌شناختی: که برای مشاهده فاصله سیاره‌ها و کهکشان‌ها و دیگر اشیای خارجی فضا استفاده می‌شود.

•ماهواره‌های زیستی : ماهواره‌هایی هستند که برای حمل ارگانیسم‌های زنده طراحی شده‌اند، عموماً برای آزمایش‌های علمی استفاده می‌شوند.

•ماهواره‌های مخابراتی : ماهواره‌هایی هستند که برای اهداف ارتباط راه دور در فضا قرار گرفته‌اند. ماهواره‌های مخابراتی مدرن نوعاً از مدارهای زمین‌همگام، مولنیا (Molniya) و پایین‌زمینی استفاده می‌کنند.

•ماهواره‌های مینیاتوری : ماهواره‌هایی هستند که دارای وزن کم و سایز کوچک به طور غیر عادی می‌باشند. طبقه بندی جدیدی که برای گروه بندی این ماهواره‌ها استفاده می‌شود عبارت است از : ماهواره‌های کوچک (۵۰۰-۲۰۰kg)، ماهواره‌های میکرو (زیر ۲۰۰kg) و ماهواره‌های نانو (زیر ۱۰ کیلوگرم)

•ماهواره‌های هدایت‌کننده : ماهواره‌هایی هستند که از پخش کردن سیگنال‌های رادیویی استفاده می‌کنند تا دریافت کننده‌های موبایل را در زمین فعال نمایند تا مکان دقیق آن‌ها مشخص شود.

•ماهواره‌های اکتشافی : ماهواره‌های مشاهداتی زمین یا ماهواره‌های مخابراتی می‌باشند، که برای کاربردهای نظامی و جاسوسی مستقر شده‌اند. • ماهواره‌های زمین شناسی : ماهواره‌هایی هستند که برای نظارت بر محیط، هواشناسی و ساختن نقشه و... استفاده می‌شوند.

•ایستگاه فضایی : یک ساختار ساخته دست بشر می‌باشد که برای زندگی انسان در فضای خارج طراحی شده‌است. یک ایستگاه فضایی از انواع فضاپیماها به وسیله نقصش در نیرو محرکه زیاد یا امکانات بر زمین نشستن، متمایز می‌شود-به جای موتورهای دیگر به عنوان جابه جایی به و از ایستگاه استفاده می‌شود. ایستگاه‌های فضایی برای باقی ماندن در مدار برای مدت کوتاهی طراحی شده‌اند، برای قسمتی از هفته یا ماه یا حتی سال.

•ماهواره‌های تتر (Tether) : ماهواره‌هایی هستند که به وسیله یک کابل که به آنها تتر (افسار) می‌گویند، به ماهواره‌های دیگر وصل می‌شوند.

•ماهواره‌های هوا شناسی : که به طور ابتدایی برای نشان دادن آب و هوای کره زمین به کار می‌روند.

مدار ماهواره‌ها

ماهواره در یک مسیر بسته که آن را مدار ماهواره می‌نامند، به دور زمین در گردش است. این مسیر ممکن است دایره‌ای یا بیضی شکل باشد و مرکز زمین در مرکز این مسیر یا در یکی از کانون‌های بیضی آن قرار دارد. ماهواره درصورتی که تحت تاثیر نیروهای گرانشی دیگری قرارنگیرد، همواره درصفحه‌ای به نام صفحه مداری به گردش خود به دور زمین ادامه می‌دهد. حرکت این صفحه مداری به پریود مدار و زاویه صفحه با صفحه استوا بستگی دارد. اگر این زاویه صفر باشد، صفحه مداری منطبق بر صفحه استوایی زمین می‌شود. عموما ماهواره‌ها بروی چهار نوع مدار که بستگی به نوع کاربرد ماهواره دارد، قرار می‌گیرند:

  • مدار پائین زمین
  • مدار قطبی
  • مدار زمین‌ایست
  • مدار بیضوی

 ماهواره‌های مدار پائین زمین

به ماهواره‌هایی که در فاصله نسبتا کمی از سطح زمین قرار دارند، ماهواره‌های مدار پائین زمین گفته می‌شود. بیشترین ارتفاع این نوع ماهواره‌ها از سطح زمین بین ۳۲۰ تا ۸۰۰ کیلومتر است. مسیر حرکت این ماهواره‌ها از غرب به شرق و همجهت با دوران زمین بدور خود است.

بدلیل نزدیکی فاصله این نوع ماهواره‌ها از سطح زمین، سرعت حرکت این ماهواره‌ها خیلی بیشتر از سرعت دوران زمین بدور خود است. گاهی سرعت این نوع ماهواره‌ها به ۲۷۳۵۹ کیلومتر در ساعت نیز می‌رسد. با این سرعت، این نوع از ماهواره‌ها می‌توانند در هر ۹۰ دقیقه، یک دور کامل بدور زمین بگردند.

برخی از ماهواره‌های هواشناسی، ماهواره‌های سنجش از دور و ماهواره‌های جاسوسی از این نوع‌اند.

ماهواره‌های مدار قطبی

ماهواره‌های مدار قطبی به نوعی از ماهواره‌هایی گفته می‌شود که مسیر مدار حرکت آنها عمود بر خط استوا و مسیر دوران از قطبهای شمال و جنوب می‌گذرد.

بعضی از ماهواره‌های هواشناسی، ماهواره‌های سنجش از دور و ماهواره‌های جاسوسی از این نوع‌اند.

 ماهواره‌های مدار زمین‌ایست

این در حالت کلی بروی مدار زمین‌ایست و بر بالای خط استوا، در فاصله ۳۳۶۰۰ کیلومتری از سطح زمین قرار داند.

این نوع ماهواره‌های در فضا در مکانی ثابت قرار دارند و همراه با دوران زمین بدور خود، می‌گردند و بدلیل همین ثبات دارای سایه‌ای ثابت (معروف به «جای‌پا») بر زمین هستند.

به مدار زمین‌هم‌زمان مدار زمین‌ایست و یا مدار کلارک نیز گفته می‌شود.

تمام ماهواره‌های مخابراتی و تلویزیونی از این نوع هستند.

ماهواره‌های مدار بیضوی

این ماهواره‌ها دارای مداری بیضوی هستند.

دو نقطه مهم از مدار این ماهواره‌ها نقطه اوج و نقطه حضیض آنها است: قسمتی که به سطح زمین نزدیک می‌شوند به نام نقطه حضیض نامیده می‌شود. قسمتی که از سطح زمین دور می‌شود به نام نقطه اوج نامیده می‌شود.

مسیر حرکت و دوران این نوع ماهواره مانند ماهواره‌های قطبی از سمت شمال به جنوب است.

چون اکثر ماهواره‌های مخابراتی در مدار زمین‌ایست قرار گرفته‌اند، این ماهواره‌ها هیچ پوششی بروی قطب‌های شمال و جنوب ندارند. به همین دلیل و جهت پوشش قطب‌ها از ماهواره‌های مدار قطبی استفاده می‌شود. در واقع این نوع از ماهواره‌ها شمالی‌ترین و جنوبی‌ترین قسمت نیمکره‌ها را پوشش می‌دهند.


برچسب ها: ماهواره،


icon


شاتل فضایی
icon پنجشنبه 20 اسفند 1388 | بازدید : مرتبه icon طبقه بندی: سفر به فضا بخش 1، 

 

 

فضاپیمای کلمبیا چند ثانیه پس از آغاز پرتاب (سال ۱۹۸۱)

شاتل فضایی آمریکا که اولین بار در سال ۱۹۸۱ پرتاب شد. نخستین سفینه قابل استفاده مجدد جهان بود. سه بخش اصلی آن مدارپیما، موشکهای تقویت کننده، و مخزن بیرونی سوخت (تنها مخزن سوخت آن که بعد از هر مأموریت قابل استفاده نیست) می‌باشد. کاشی‌های ویژه مقاوم در برابر گرما مانع از سوختن مدارپیما به هنگام بازگشت به جو زمین می‌شوند. بازوی قابل کنترل از راه دور تعبیه شده در مخزن محموله مدارپیما، می‌تواند ماهواره‌ها را در فضا قرار دهد؛ و همچون سکویی ثابت برای کار فضانوردان عمل کند.

پس از فضاپیماهای مرکوری، جمینی و آپولو (که ماه را فتح کرد)، آمریکایی‌ها به سراغ سفینه‌های رفت و برگشتی رفتند و بدین سان، شاتل های فضایی متولد شدند. شاتل‌ها تا ۷ مسافر و ۲۵ تن تجهیزات را در خود جای می‌دهند و زمان طولانی‌تری را در مدار زمین به سر می‌برند. آن‌ها همچنین به یک بازوی روباتیک مجهز هستند که به کمک آن می‌توانند ماهواره‌ها را به دام انداخته، اقدامات لازم را در مورد تعمیرات یا انتقال آن صورت دهند.

تاکنون هفت شاتل به نام های انترپرایز، راه یاب (پث فایندر)، کلمبیا، چلنجر، دیسکاوری، آتلانتیس و اِندِور ساخته شده که دو شاتل نخست، ناکامل و برای آزمایش‌ها و بررسی‌ها ساخته شده‌اند. از میان پنج شاتل بعدی نیز چلنجر و کلمبیا دچار سانحه شده‌اند و فقط سه شاتل دیسکاوری، آتلانتیس و اندیور مشغول فعالیت هستند. به دلیل دو سانحه که باعث کشته شدن ۱۴ فضانورد و از دست رفتن ۲ فضاپیمای شاتل شد، ناسا اعلام کرده که ناوگان شاتل را تا سال ۲۰۱۰ میلادی بازنشست خواهد کرد.

شاتل‌های فضایی بسیار هزینه‌بر هستند، به طوری که پرتاب آن فقط پانصد میلیون دلار هزینه در بر دارد و این، غیر از هزینه‌های نگهداری و تعمیرات آن است. همین هزینه‌های سنگین موجب شد تا روسیه از شاتل فضایی قدرتمند خود، بوران، استفاده نکند. بوران با قدرت حمل ۳۰ تن تجهیزات، و استفاده از امکانات ناوبری پیشرفته، یک سر و گردن بالاتر از همتای آمریکایی خود است؛ ولی به دلیل هزینه‌های بسیار بالا، روسیه از آن استفاده نکرده است.

فضانوردان ماموریت STS-۱۱۸

آزمایشگاه فضایی

آزمایشگاه فضایی آزمایشگاه ویژه‌ای است که درون مخزن محموله مدارپیما جای می‌گیرد تا با ایجاد فضای اضافی دانشمندان بتوانند در فضا آزمایش کنند این آزمایشگاه بنا به نوع آزمایشهای هر سفر مجهز می‌شود آزمایشگاه فضایی همچنین بخش‌های روبازی دارد که برای مطالعه فضا و زمین هستند این آزمایشگاه متراکم از طریق مجرای هوابند به مدارپیما متصل می‌شود.

تمامی مدارپیماها نامگذاری شده‌اند اولین آنها به نام انترپرایز از نام سفینه فضایی مجموعه تلویزیونی پیشتازان فضا (استارترک) اقتباس شد انترپرایز برای مقاصد آزمایشگاهی ساخته شده بود ولی هیچگاه به مدار نرفت هر چند که چندین بار در بالای یک فروند بوئینگ ۷۴۷ پرواز کرد در سال ۱۹۷۷ انترپرایز از ارتفاع ۶۷۰۰ متری (۲۲هزار پایی) رها شد و سالم به زمین نشست. ناوگان کنونی شامل سه مدارپیمای دیسکاوری، آتلانتیس و اندیور است.

فاجعه‌های شاتل

 فاجعه چلنجر

در ۲۸ ژانویه سال ۱۹۸۶ میلیونها بیننده تلویزیون در سراسر جهان با وحشت شاهد انفجار شاتل فضایی چلنجر در کمتر از ۲ دقیقه بعد از پرتابش بودند این شاتل کاملاً منهدم شد و همه ۷ فضانورد آن کشته شدند. یکی از آن فضانورد آن به نام کریستیا مک‌آلیف اولین معلمی بود که به فضا سفر می‌کرد. بررسی درباره این فاجعه آشکار نمود که عایق میان ۲ بخش موشکهای تقویت کننده جدا شده، باعث نشت گاز و آتش‌گیری سفینه شده بود. پس از این حادثه برنامه فضایی شاتل به مدت سه سال متوقف شد تا ایمنی آن بهبود یابد.

فاجعه کلمبیا

در سال ۲۰۰۳ میلادی، شاتل کلمبیا هنگام بازگشت به زمین به خاطر آسیب دیدگی یکی از بالها منفجر شد و تمامی ۷ فضانورد آن کشته شدند. پس از این ۲ سانحه، ناسا اعلام کرد که فضاپیماهای شاتل را در سال ۲۰۱۰ بازنشست خواهد کرد.


برچسب ها: شاتل فضایی،


icon


سفید چاله
icon پنجشنبه 20 اسفند 1388 | بازدید : مرتبه icon طبقه بندی: فضا،  چاله های فضایی، 

سفید چاله (white hole)

سفید چاله به عقیده برخی از دانشمندان، مكانی است كه ماده از آنجا در جهان ظاهر می‌شود. تاكنون هیچ سفید چاله‌ای یافت نگردیده است. اگر سفید چاله‌ای وجود داشته باشد، متضاد یك سیاهچاله خواهد بود.

سفید چاله، باوری عقیده ای است كه توسط دانشمندان مورد بحث قرار گرفته است.


برچسب ها: سفید چاله، چاله های فضایی، نجوم،


icon


سیاه‌چاله
icon پنجشنبه 20 اسفند 1388 | بازدید : مرتبه icon طبقه بندی: فضا،  چاله های فضایی، 

 

نگاره شبیه‌سازی‌شده از یک سیاه‌چاله در برابر ابر ماژلانی.

بنابر نظریه نسبیت عام سیاه‌چاله‌ ناحیه‌ای از فضا است که میدان گرانشی فوق العاده بالایی دارد بطوریکه هیچ چیز حتی نور نمی‌تواند از میدان گرانشی آن بگریزد. در سیاهچاله ناحیه‌ای به نام افق رویداد وجود دارد که هیچ چیزی بعد از عبور از آن نمی‌تواند به بیرون برگردد و یا به عبارت دیگر بلعیده می‌شود.این یکی از اسرار سیاهچاله هاست که دانشمندان روی چگونگی آن به پژوهش می‌پردازند. «سیاه» نامیده می‌شود چون همه نوری که به داخل آن راه می‌یابد را به دام می‌اندازد دقیقا مانند مفهوم جسم سیاه در ترمودینامیک. یک سیاهچاله برخلاف درون نامرئی اش می‌تواند حضور خود را از راه کنش و واکنش با محیط پیرامون نشان دهد. ما از طریق دیدن حلقهٔ تجمعی و یا یک گروه از ستاره‌ها که به دور یک ناحیه تاریک و خالی در حال گردش اند می‌توانیم به حضورشان پی ببریم.

 

مقدمه

یک سیاهچاله اغلب شی‌ای تعریف می‌شود که سرعت گریز آن حتی از سرعت نور بیشتر است. سرعت گریزحداقل سرعت ممکن برای یک جسم می‌باشد تا بتواند از میدان گرانشی جسمی دیگر فرار کند. برای درک بهتر موضوع تصور کنید روی سطح یک سیاره ایستاده‌اید و سنگی را مستقیما به بالاپرتاب می‌کنید.. فرض کنیدکه سنگ را با قدرت زیادی پرتاب نکرده باشید سنگ برای مدتی بالا خواهد رفت اما در نهایت به خاطر گرانش سیاره پایین خواهد افتاد. اگر سنگ را به اندازه کافی محکم پرتاب کنید سنگ ممکن است از گرانش سیاره بگریزد در این حالت سنگ برای همیشه به بالا رفتن ادامه خواد داد.سرعتی که نیاز است با آن سنگ را پرتاب کنید تا از گرانش سیاره بگریزد سرعت گریز نامیده می‌شود. سرعت گریز برای کره زمین تقریبا برابر ۱۱ کیلومتر بر ثانیه می‌باشد و برای خورشید ۶۶۰ کیلومتر بر ثانیه‌است. بدین ترتیب هر چه جرم افزایش می‌یابد و یا شعاع کاهش می‌یابد و به طور کلی هرچه جسم چگال تر باشد سرعت گریز نیز افزایش می‌یابد. می‌توان حدس زد که سرعت گریز برای یک سیاهچاله با جرمی حدود چند میلیون برابر خورشید چقدر است.! مطمئنا سرعت گریز سیاهچاله‌ها بیشتر از سرعت نور می‌باشد در نتیجه هیچ چیز نمی‌تواند از آن فرار کند.در نظریه نسبیت عام تمام جرم یک سیاهچاله درتکینگی متمرکز می‌شود که می‌تواند یک نقطه یا یک حلقه یا یک کره باشد. در اطراف تکینگی کره فرضی به نام افق رویداد وجود دارد که «نقطه بدون بازگشت» را مشخص می‌کند. مرزی که هرچیزی که از آن عبور کند به ناچار به سمت تکینگی هدایت می‌شود. فاصله بین تکینگی تا افق رویداد اندازه یک سیاهچاله را معین می‌کند.

از نظر دانشمندان به طور کلی به دو دسته سیاهچاله‌های چرخشی و غیرچرخشی تقسیم می‌شوند. اما دسته بندی معمول بر اساس جرم آنان می‌باشد. وقتی سیاهچاله‌ها براساس فروپاشی گرانشی یک ستاره شکل می‌گیرند سیاهچاله‌های ستاره وار نامیده می‌شوند.سیاهچاله‌هایی که در مرکز کهکشان‌ها یافت شده‌اند جرمی چند میلیون برابر جرم خورشید دارند و در نتیجه سیاهچاله‌های پرجرم نامیده می‌شوند.دانشمندان معتقدند بین این دو اندازه سیاهچاله‌هایی با جرم چندین هزار برابر جرم خورشید نیز وجود دارند که سیاهچاله‌های جرم متوسط نامیده می‌شوند و اما میکرو سیاهچاله‌ها که دانشمندان معتقدند در زمان انفجار بزرگ شکل گرفته‌اند و همچنین امکان ساخت چنین سیاهچاله‌هایی در دستگاههای شتاب دهنده ذرات روی زمین وجود دارد.با این وجود تا کنون هیچ میکروسیاهچاله‌ای از سوی دانشمندان شناسایی نشده‌است.

 تاریخچه

نگاره‌ای تخیلی از صفحه تجمع پلاسمای داغ بر گِرد یک سیاهچاله (برگرفته از ناسا).

مفهوم جسمی که آن قدر پرجرم است که حتی نور هم نمی‌تواند از آن بگریزدابتدا از سوی زمین شناسی به نام جان میچل درسال ۱۷۸۳ مطرح شد که آن را در مقاله‌ای که به هنری کوندیش فرستاد و از سوی انجمن سلطنتی به چاپ رسید عنوان کرد. در آن زمان مفهوم نظریه گرانش نیوتن و مفهوم سرعت گریز شناخته شده بودند. طبق محاسبات میچل جسمی با شعاعی ۵۰۰ برابر شعاع خورشید و چگالی مشابه در سطح خود سرعت گریزی بیش از سرعت نور خواهد داشت و بنابر این غیر قابل مشاهده خواهد بود. به بیان او: " اگر شعاع کره‌ای با چگالی مشابه خورشید قرار باشد که ۵۰۰ بار از آن بزرگ تر

    باشد جسمی که از ارتفاع بینهایت به سمت آن سقوط می‌کند در سطح آن سرعتی بیش 
    ازسرعت نور به دست می‌آورد و اگر فرض کنیم نور با نیروی مشابهی به سمت ستاره 
    کشیده شود آنگاه تمام نوری که از چنین جسمی ساطع می‌شود به ناچار به وسیله
    گرانش آن به سمت خود ستاره بازمی گردد."

در سال ۱۷۹۶ پیر سیمون لاپلاس ریاضی دان فرانسوی نظریه مشابهی را در ویرایش اول و دوم کتاب خود به نام آشکارسازی نظام جهان مطرح کرد. این مطالب در ویرایش‌های بعدی کتاب حذف شد. این نظریه در قرن نوزدهم توجه چندانی را به خود جلب نکرد زیرا فیزیک دانان براین باور بودند که نور به صورت موج و فاقد جرم است و بنابراین تحت تاثیر گرانش قرار نمی‌گیرد. درسال ۱۹۱۵ آلبرت اینشتین که قبلا نشان داده بود که گرانش نور را تحت تاثیر قرار می‌دهد نظریه گرانش خود به نام نسبیت عام را مطرح کرد.چند ماه بعد کارل شوارتسشیلد راه حلی برای میدان گرانشی یک جرم نقطه‌ای و یک جرم کروی ارائه داد که نشان می‌داد سیاهچاله‌ها می‌توانند به صورت تثوری وجود داشته باشند. شعاع شوارتسشیلد امروزه به عنوان شعاع افق رویداد یک سیاهچاله غیرچرخشی شناخته می‌شود. در سال ۱۹۳۰ سابراهمانیان چاندراسخاراختر فیزیک دان هندی ادعا کرد که یک جسم غیر تابنده با جرمی معادل ۴۱/۱ برابر جرم خورشید به این دلیل که تا آن زمان چیزی که بتواند جلوی فروپاشی آن را بگیرد شناخته نشده بودفرو می‌پاشد. رابرت اوپنهایمر پیش بینی کرد که ستارگان پرجرم ممکن است فروپاشی گرانشی تاثیرگذاری را تجربه کنند.اصولا سیاهچاله‌ها می‌توانند در طبیعت شکل بگیرند. از دید یک ناظر خارجی فروپاشی به سرعت در حال کند شدن است و در نزدیکی شعاع شوارتسشیلد انتقال به قرمز بسیار زیادی پیدا می‌کند به همین علت چنین اجسامی تا مدت‌ها «ستارگان منجمد» نامیده می‌شدند.در سال۱۹۶۷ پیشرفت‌های نظری و تجربی علاقهٔ اخترفیزیک‌دانان را به سیاهچاله‌ها برانگیخت. استیفن هاوکینگ ثابت کرد سیاهچاله‌ها یک خصوصیت عمومی در نظریه گرانشی اینشتین هستند و با فروپاشی برخی اجسام به ناچار سیاهچاله به وجود می‌آید. جامعهٔ ستاره شناسی با کشف تپ اخترها علاقه دوباره‌ای به سیاهچاله‌ها پیدا کرد. پس از مدتی اصطلاح سیاهچاله (حفره سیاه) از سوی فیزیک دانی به نام جان ویلرمطرح شد. او نخستین بار در سخنرانی عمومی خود با عنوان جهان ما شناخته‌ها و ناشناخته‌ها در دسامبر سال ۱۹۶۷ از این نام استفاده کرد.برای تشخیص سیاهچاله‌های نسبیت عام از دیگر اجرام نیوتنی که از سوی لاپلاس و میچل مطرح شده بودند غالبا آن اجرام را ستارگان تاریک می‌نامند.

[ویژگی‌ها

نظریه «بدون مو»ی جان ویلر بیان می‌دارد تنها سه ویژگی سیاهچاله‌ها قابل تشخیص هستند که عبارتند از : جرم و بار الکتریکی و اندازه حرکت زاویه‌ای. این ویژگی‌ها خاص هستند چون از بیرون سیاهچاله قابل تشخیص اند.آن چه بین دانشمندان متداول است دسته بندی سیاهچاله هابر اساس جرم آنان می‌باشد.

 طبقه بندی بر اساس جرم

 سیاهچاله‌های پرجرم

جرمی بین چندصدهزار تا چند میلیون برابر جرم خورشید دارند و پیش بینی می‌شود که در مرکز همه کهکشان‌ها از جمله کهشکان راه شیری وجود داشته باشند. بزرگترین سیاهچاله پرجرم شناخته شده در محل OJ ۲۸۷ قرار دارد و جرمی معادل ۱۸ میلیارد برابر جرم خورشید دارد.

 سیاهچاله‌های جرم متوسط

این سیاهچاله‌ها جرمی هزاران برابر جرم خورشید دارند و گمان می‌رود که این سیاهچاله‌ها نیروی منابع پرتو ایکس را در فضا تامین می‌کنند. هیچ راه مستقیمی برای شکل گیری آنان شناخته نشده‌است اما محتمل است این نوع از برخورد سیاهچاله‌های با جرم کمتر شکل می‌گیرد.

 سیاهچاله‌های ستاره‌وار

این سیاهچاله‌ها جرمی بین سه تا پانزده برابر جرم خورشید دارند و از دو طریق تشکیل می‌شوند. یکی فروپاشی گرانشی ستاره‌های منفرد و دیگری برخورد ستاره‌های دودویی نوترونی.

ریزسیاهچاله‌ها

جرم این سیاهچاله‌ها به اندازه‌ای است که در آنها اثرات مکانیک کوانتومی اهمیت زیادی پیدا می‌کند. به طور کلی سیاهچاله‌هایی که جرمی کمتر از جرم خورشید دارند ریزسیاهچاله نامیده می‌شوند.

 افق رویداد

محدوده‌ای از سیاهچاله‌است که هیچ چیز حتی نور نمی‌تواند به خارج از آن بگریزد. افق رویداد یک سطح جامد نیست و مانع ورود ماده یا تابشی که به سمت ناحیه داخل آن در حرکت است نمی‌شود. در واقع افق رویداد یک ویژگی تعریف شده سیاهچاله‌است که حدود سیاهچاله را مشخص می‌کند.علت سیاه بودن افق رویداد هم این است که هیچ پرتوی نور یا تابش دیگری نمی‌تواند از آن بگریزد. از این رو افق رویداد هر آنچه را که درون آن اتفاق می‌افتد از دید دیگران پنهان نگه می‌دارد. در حال حاضر بهترین نظریه‌ای که می‌توان با استفاده از آن اتفاقات درون افق رویداد را پیش بینی کرد نظریه نسبیت عام اینشتین است.

تکینگی

براساس نسبیت عام جرم یک سیاهچاله به طور کامل در داخل ناحیه‌ای با حجم صفر فشرده شده‌است. این ادعا بدین معناست که چگالی و گرانش این نقطه بی نهایت است.علاوه بر این خمیدگی فضا-زمان در این نقطه بی نهایت خواهد بود. این مقادیر بی نهایت باعث می‌شوند که بیشتر معادلات فیزیکی از جمله معادلات نسبیت کارایی خود را در مرکز سیاهچاله از دست بدهند. از اینرو فیزیک دانان این ناحیه بی نهایت چگال با حجم صفر در مرکز سیاهچاله را تکینگی می‌نامند.

تکینگی در یک سیاهچاله غیرباردار غیرچرخشی یک نقطه‌است به عبارت دیگر ناحیه‌ای است که طول عرض و ارتفاع آن صفر است.امادر مورد این تعریف تردیدهایی وجود دارد.براساس مکانیک کوانتومی هیچ جسمی نمی‌تواند دارای اندازه صفر باشد.بنابر تعریف مکانیک کوانتومی مرکز یک سیاهچاله تکینگی نیست بلکه ناحیه‌ای است که در آن مقادیر زیادی ماده در کوچک ترین حجم ممکن فشرده شده‌است.

فوتون کره

فوتون کره یک سیاهچاله غیرچرخشی محدوده‌ای است کروی با ضخامت صفر و فوتون‌هایی که در طول مسیر مماس بر این کره حرکت می‌کنند در مداری دایره‌ای گرد آن به دام می‌افتند. در سیاهچاله‌های غیرچرخشی شعاع فوتون کره یک و نیم برابر شعاع افق رویداد است.

آرگوسفر

هر جسم فوق چگال و بزرگ در حال چرخش اثری ایجاد می‌کند که به «کشش چارچوب» معروف است. کشش چارچوب باعث می‌شود که فضا- زمان اطراف جسم در راستای چرخش آن کشیده شود. آرگوسفر یکی از ویژگی‌های سیاهچاله‌های چرخشی است این کره با این نواحی هم مرز است:

از بیرون با سطح کروی شکل پهنی که در قطب‌هایش بر افق رویداد منطبق است و به طرز قابل توجهی در ناحیه استوایی خود پهن تر است. این محدوده را معمولا «ارگوسرفس» یا سطح کار می‌نامند.

از درون با افق رویداد بیرونی.

روش‌های شناسایی سیاهچاله‌ها

در بعد تئوری هیچ چیز نمی‌تواند از درون افق رویداد یک سیاهچاله به بیرون آن راه یابد.با این وجود سیاهچاله‌ها را می‌توان با مشاهده پدیده‌های نزدیک آنها یا حلقهٔ تجمعی وعدسی گرانشی وفوران‌های کهکشانی.

حلقه‌های تجمعی و فوران‌های پر انرژی

حلقهٔ تجمعی بسیار داغ و چرخان پیرامون سیاهچاله که متشکل از مواد در حال سقوط به درون سیاهچاله‌است آشکارترین نشانه برای شناسایی سیاهچاله‌ها است. غلظت داخلی حلقه باعث می‌شود حلقه داغ شده و مقادیر زیادی پرتوی ایکس و تابش فرابنفش از خود ساطع کند. با این همه حلقه‌های تجمعی و فوران‌های پرانرژی تنها به سیاهچاله هااختصاص ندارند بلکه در اطراف اجسام دیگری از قبیل ستارگان نوترونی نیز یافت می‌شوند.

عدسی گرانشی

جزو آن پدیده‌هایی است که پیدایش آن می‌تواند دلایل دیگری به جز وجود سیاهچاله‌ها داشته باشد. یک عدسی گرانشی می‌تواند با خمیده کردن پرتوهای نور که در عدم حضور آن هرکدام به سویی می‌رفتند به سمت تلسکوپ‌های ما تصاویر چندگانه‌ای از اجرام بسیار دور به ارمغان آورد.

 آشکارسازی سیاهچاله‌ها

یکی از راههای کشف سیاهچاله‌ها استفاده از امواج گرانشی است که هنگام فروپاشی گسیل می‌دارند. هر جرم اختری از حیث شکل نامتقارن تششع ممکن است یک منبع قابل اکتشاف مشخص به وجود آورد. جوزف وبر از دانشگاه مریلند، پیش کسوت رشته تشعشع گرانشی، رویدادهای زیادی را کشف کرده‌است که حاکی از ویرانی وسیع ماده در جهان، از راه فروپاشی گرانشی است. کارافزار او عبارت است از آنتن‌های آلومینیومی، ابزاری که به‌وسیله سیمهایی در داخل اتاقهای حفاظ داری آویزانند. این کار افزار او قادر به کشف سیاهچاله‌ است، اما متاسفانه این کار را نمی‌تواند به دقت انجام دهد.

 تبدیل ستارگان بزرگ به سیاه‌چاله‌ها

ابتدا برای فهم بهتر سیاهچاله‌ها بد نیست این را بدانید سیاهچاله‌ها به قدری متراکمند که اگر کل کرهٔ زمین قطرش به ۰/۹ سانتیمتر تقلیل یابد اما جرمش ثابت بماند به یک سیاهچاله تبدیل می‌گردد.

بر سر ستاره در حال مرگی که بیش از ۱٫۴ برابر خورشید است چه می‌آید؟ حتی نیروی قوی نیز نمی‌تواند سرعت فرو پاشی درونی آن را متوقف سازد. و این ستاره کاملاً فرو می‌پاشد و از مرحله ستاره نوترونی فراتر رفته و حتی به یک شی کوچک‌تر و چگال تر یعنی سیاهچاله‌ تبدیل می‌شود.اگر هر جسم را به اندازه شعاع شوارتز شیلد منقبض کرد ان به یک سیاه چاله تبدیل می‌شود شعاع شوارتز شیلد زمانی ایجاد می‌شود که سرعت گریزه از جاذبه به سرعت نور برسد

فروپاشی کامل به معنای آن نیست که سیاهچاله‌ از روی صفحه جهان محو می‌شود. همان طور که به‌وسیله اینشتین توصیف شده‌است ساختار فضا- زمان فرو پاشی بی پایان را منتفی می‌کند و به جای آن یک انحنای غیر مادی، نامرئی و واقعی فضا را به وجود می‌آورد. یک سیاهچاله‌ را می‌توان به مرد نامرئی سنگین وزنی تشبیه کرد که روی یک نیمکت نشسته‌است. او دیده نمی‌شود ولی وزن او در نیمکت فرورفتگی ایجاد می‌کند.

سیاهچاله‌ برای فیزیکدانان نظری چیز تازه‌ای نیست. در سال ۱۹۳۹ج. اوپنهایمرو هارتلند و اس. اشنایدر برای نخستین بار سیاهچاله‌ها را به عنوان نتیجه‌ای از نسبیت عمومی پیشنهاد کردند ولی در آن زمان برای تشخیص آنها هیچ راه معلومی وجود نداشت. اما با پیشترفت اخیر اخترشناسی رادیویی و کشف علائم رادیویی توضیح ناپذیر از اعماق فضا، سیاهچاله‌ها به صورت موضوع بسیار مهم اخترشناسی درآمده‌اند. دانشمندان معتقدند که این اشیای نظری پدیده‌های با انرژی فوق العاده چون اختر نماها و تپ اخترها می‌توانند نقشی داشته باشند. سیاهچاله‌ها و ستارگان نوترونی تنها اشیای شناخته شده در فیزیک هستند که برای انجام مشاهده‌های اخترشناختی روی چنان فرستنده‌های بسیار نیرومند تشعشع، به اندازه کافی فشرده و پر جرمند.

تعداد سیاهچاله‌ها در جهان

به عقیده‌ای.جی.دابلیو. کامرون از دانشگاه یشیوا ممکن است جهان پر از سیاهچاله‌ باشد. نظریه کیهان‌شناسی پیش بینی می‌کند که جهان شامل مقدار مشخصی ماده‌است. اما اخترشناسان از مشاهده‌هایشان استنباط کرده‌اند که تقریباً ماده به اندازه کافی وجود ندارد تا این پیش بینی‌ها را عملی سازد. ماده مشاهده شده به اندازه قابل ملاحظه‌ای کمتر از ماده پیش بینی شده‌است. دکتر کامرون بر آن است که ماده گمشده ممکن است به وسیله شمار زیادی سیاهچاله‌ بلعیده شده باشد.

تاریخ شیمیایی جهان نشان می‌دهد که نخستین ستارگانی که تشکیل شده‌اند بسیار بزرگ بوده‌اند و انتظار می‌رود به سیاهچاله‌ها تبدیل شوند. با قطعیت نمی‌توان گفت که همه ستارگان ناگزیر به سیاهچاله‌ها مبدل می‌شوند. دانشمندان نشان داده‌اند که ستارگان نامتقارن ستارگانی که تقارن کروی تقریباً کامل ندارند به این سرنوشت دچار می‌شوند. اما به عقیده وای. ب. زلدوویچ فیزیکدانان شوروی و گروه انگلیسی استیون هاوکینگ، راجر بن روز و روبرت چراک، عدم تقارن شکلی کوچک، یک ستاره بزرگ را نجات نخواهند داد.


 جهان حفره‌ها

سیاهچاله، این اجرام نادر و عجیب، را می‌توان نتیجه تفکرات جوان باهوش آلمانی که در سال ۱۹۱۹ در دفتر ثبت اختراعات سوئیس مشغول به کار بود دانست. آلبرت اینشتین در سال ۱۹۱۹ تئوری نسبیت عام خود را که انقلابی عظیم در فیزیک نوین بود را ارائه کرد. آلبرت اینشتین پی برده بود که جهان اساساً در مکانهای متفاوت نسبت به قوانین نیوتن قابل توضیح نیست. او گفت که سه بعد از فضا نمی‌توانند به صورت مجزا از بعد چهارم یعنی زمان باشند. او گفت که اینها باهم پیوسته هستند و آنها فضا - زمان نامید. این ساختار همانند یک ساختار نامرئی است که در واقع وجود دارد. او گفت که فضا نمی‌تواند مطلق باشد، بلکه پیوسته‌است. این بافت فضا زمانی می‌تواند خمیده شود و یا اینکه پیچ و تاب پیدا کند.

این بافت که می‌تواند جالب باشد فقط در صورتی می‌تواند مسطح و صاف باشد که هیچ چیز در روی آن وجود نداشته باشد. اگر جسمی جرم دار در روی آن وجود داشته باشد گرانش نیز وجود دارد و هر جا که گرانش وجود داشته باشد این بافت فضا - زمان خمیده می‌شود. این خمیدگی این بافت برای اجرام حکم می‌کند که چگونه حرکت کنند، در واقع می‌گوید که گرداگرد این فضا - زمان خمیده به سیر و سفر بپردازند. گرانش در تئوری نسبیت عام اثر هندسی جرم بر فضای اطراف خود است. اگر بخواهیم کمی ساده‌تر توضیح دهیم همین خمیدگی عامل ایجاد گرانش است.

انیشتین برای تصور این واقعیت فرض کرد که کاغذی دارد و آن کاغذ را ساختار فضا - زمان فرض کرد. او جسمی سنگین را در روی آن کاغذ قرار داد (آن جسم را خورشید در نظر گرفت) و دید که در ساختار کاغذ خمیدگی و فرورفتگی ایجاد شده‌است. او گفت که این فضا زمان خمیده گرانشی تولید می‌کند که هر چه این خمیدگی بیشتر باشد گرانش نیز قوی‌تر خواهد بود. سرانجام در جهان اجرامی وجود دارند که این خمیدگی را به نهایت خود می‌رسانند و تمام مسیرها را بسوی خود خم می‌کنند و این اجرام حقیقتاً سیاهچاله‌های کیهانی هستند.


برچسب ها: سیاه‌چاله، نجوم، چاله های فضایی،


icon


سیارک
icon پنجشنبه 20 اسفند 1388 | بازدید : مرتبه icon

مقدمه

تماشاگران آسمان در قدیم فقط پنج ستاره را می شناختند و تنها پس از کشف تصادفی سیاره اورانوس توسط هرشل در سال 1781 میلادی بود که ستاره شناسان جستجوی سیارات دیگر را آغاز کردند. با این حال اولین سیارک کشف تلسکوپی دیگری بود که بطور اتفاقی در اول ژانویه 1801 توسط جوزیه پیاتسی (1826-1746) انجام شد. این سیارک ، که نوع آنها را گاهی سیاره وچک نیز می‌نامند، در همان موقع سرس نامگذاری شد. اندکی بعد سیارکهای بیشتری کشف شدند، ولی معلوم شد که سرس با قطر 995 کیلومتر (592 مایل) بزرگترن آنهاست. در مواقع معینی با آگاهی از مکان دقیق سرس ، این سیارک را می‌توان بدون تلسکوپ بصورت گذرا رؤیت کرد.



img/daneshnameh_up/1/19/ceres1.jpg

سیارکهای شناخته شده

تا کنون هزاران سیارک شناخته و نامگذاری شده‌اند. اکثر آنها بر روی کمربندی که کمربند یا منطقه سیارکها نامیده می‌شود به دور خورشید در گردش هستند. این کمربند بین مریخ و مشتری قرار دارد. با وجود این برخی از سیارکهای کوچک به قطر یک کیلومتر (یک مایل) و یا در این حدود ، دارای مدارهایی با خروج از مرکز بزرگ هستند. سیارکهای دارای این نوع مدار به داخل مدار مریخ نیز کشانده می‌شوند. برخی از سیارکها حتی به داخل مدارهای زمین ، زهره و عطارد نیز نفوذ می‌کنند. یکی از این سیارکها ایکاروس نام دارد. این نام از یک شخصیت افسانه‌ای یونان گرفته شده است. این فرد به نزدیک خورشید پرواز کرد و در نتیجه بالهای مصنوعی‌اش ذوب گردید.

بزرگترین سیارک منظومه شمسی

بزرگترین سیارک منظومه شمسی سرس با قطر حدود 960 کیلومتر است. این اولین سیارکی بود که در منظومه شمسی کشف شد . سرس در حال حاضر از قدر 9 در صورت فلکی میزان قرار دارد. برای پیدا کردن آن ستاره قدر چهارم گاما – میزان را در آسمان پیدا کنید. از آن به سمت جنوب حرکت کنید تا به ستاره سه تایی زتا – میزان برسید و به اندازه نصف این فاصله ادامه دهید تا به سیارک سرس برسید.

در ناحیه‌ای از آسمان که سرس قرار دارد ستاره دیگری جلب توجه نمی‌کند و می‌توان آن را با یک نگاه تیز تشخیص داد. با مشاهده آن در روزهای متوالی می‌توانید متوجه حرکت آن در زمینه آسمان شوید. برای اینکه مطمئن شوید می‌توانید از سرس و ستارگان اطراف طراحی کنید و چند روز بعد همین کار را انجام دهید و طراحیهای خود را باهم مقایسه کنید. وستا درخشانترین سیارک منظومه شمسی است. این سیارک چهارمین سیارکی بود که کشف شد. اولبرس در سال 1807 میلادی این سیارک درخشان را کشف کرد. جالب آنکه در حالت مقابله امکان مشاهده وستا با چشم غیر مسلح وجود دارد. قطر آن 530 کیلومتر است.

سیارکهای برخوردی با زمین

در گذشته سیارکهای کوچکی با زمین برخورد کرده‌اند. حفره شهابسنگی بزرگ در آریزونا در اثر چنین برخوردی ایجاد شده است. تخمین زده می شود که حدود 50000 سیارک در اطراف خورشید در گردشند. بیشتر این سیارکها تکه سنگهای کوچک هستند. بعضی از آنها شکل نامنظمی دارند و حداقل یکی از آنها به نام کتور به صورت یک شی دوقلو است (ستاره دوتایی). اطلاعات بیشتر درباره سیارکها از مأموریتهای فضایی آینده بدست خواهد آمد.

هایابوسا و ارمغانی از سرزمین سیارکها

در فاصله 3/1 واحد نجومی از زمین سیارکی قرار دارد که اکنون کانون توجه جامعه علمی است. این سیارک ایتوکاوا نام دارد و میزبان فضاپیمای ژاپنی هایابوسا بوده است. به جرأت می‌توان گفت که پروژه هایابوسا یکی از مهمترین برنامه‌های فضایی است که در صورت موفقیت می‌تواند مقداری از مواد سطح سیارک ایتوکوا (25143) را در اختیار دانشمندان قرار دهد. فضاپیمای مزبور در تاریخ 19 اردیبهشت 1382 به فضا پرتاب شد و اکنون در نزدیکی سیارک ایتوکاواست.

25 نوامبر 2005 - ساعت 7:30 دقیقه بامداد به وقت ژاپن فضاپیمای هایابوسا برای مدت کوتاهی با سیارک فوق از نزدیک ملاقات کرد. این فضاپیما توانست با نهایت دقت در محلی که از قبل پیش بینی شده بود (دریای موسس) خود را با سطح سیارک مماس کند، موقعی که هایابوسا به فاصله جند متری از سطح سیارک رسید گوی فلزی تانتالیوم 5 گرمی خود را به سطح سیارک با سرعت 300 متر بر ثانیه شلیک کرد. در کسری از ثانیه (0.2) گلوله با سطح برخورد کرده و به دنبال آن مقدار قابل توجهی گرد و غبار به محیط اطراف پراکنده شد. بخشی از این مواد توسط سیستم جمع آوری تمام خود کار هایابوسا جمع آوری و وارد محفظه اصلی آن گردید.

یوشیرو کاواگوچی یکی از مسئولین عالی رتبه سازمان
کاوشهای فضایی ژاپن ( JAXA) اعلام داشت که با وجود مشکلاتی که در حین مأموریت بوجود آمد و علی‌رغم قطع ارتباط فضاپیما ، عملیات نمونه برداری از سیارک به خوبی صورت گرفته است و ذرات برداشته شده از سیارک در نهایت امنیت قرار دارد. اکنون هایابوسا آماده بازگشت به زمین است و تمامی مواد جمع آوری شده به کپسول اصلی آن الحاق پیدا کرده ، به گفته مسئولین JAXA قرار است در ماه دسامبر و یا در ماه ژوئن 2007 این کپسول به زمین برسد و این کپسول نمونه‌ها در منطقه دور افتاده در حوالی جنوب استرالیا با کمک چتر نجات بر سطح زمین فرود آید.


برچسب ها: سیارک،


icon


شهابواره ها چیستند ؟
icon پنجشنبه 20 اسفند 1388 | بازدید : مرتبه icon طبقه بندی: فضا، 

شهابوارها اجرام كوچك جامدی به اندازه دانه شن هستند كه فضارا در می نوردند اكثر آن ها در همان مدارهایی حركت می كنند كه در اشغال ستاره های دنباله دار است مطالعه مواضع و حركت های آن ها حاكی از آن است كه شهابوارها بقایای ستاره ها دنباله داری اند كه بخش بزرگی از جرم خودرا ضمن عبور های متوالی از نزدیكی خورشید از دست داده اند اندك زمانی پس از مرگ دنباله دار این ذرات كه جاذبه گرانشی شان توان آن را ندارد كه انسجام و پیوستگی آنان را به یكدیگر سبب شود اجتماع به هم فشرده ای را به وجود می آورند كه (كپه ی سنگریزه های متحرك ) توصیف خوبی است این اجتماع را كپه می نامیم. با گذشت زمان برخورد و پراكندگی زیادی در میان این ذرات ، هم در طول مدار بیضوی و هم در عرض آن ، صورت می پذیرد . توده ی دراز شده و كشیده ای از این ذرات كه ممكن است در سرتا سر مدار گسترده باشد، به نهر موسوم است كپه یا نهر های متراكم ، رگبار های شخانه ای یا تیر شهاب را به وجود می آورد زمین در حین حركت در مدارش پیوسته با بسیاری از این ذرات برخورد می كند این شهابوارها كه در هنگام ورود به زمین سرعتی در حدود 30 كیلومتر بر ثانیه دارند بر اثر گرمای حاصل از تراكم هوا در جلوی آن ها و اصطكاك میان هوا و سطح شان می سوزند و خاكستر می شوند شهابوار ها نخست در ارتفاع (100تا 150 كیلومتری) مرئی میشوند ودر ارتفاع های 50 تا 80 كیلومتری از بین میروند پدیده ی نوری كه از ورود شهابوارها به جو زمین حاصل می شود شخانه یا تیر شهاب نام دارد یعنی در واقع نوری كه ما می بینیم حاصل برخورد اتم هایی كه از شهابوارها واجهیده اند با اتم های هوای داغ است . تعداد شخانه های كم نور تر كه تنها به كمك تلسكوپ دیده می شوند بین 5 تا 10 هزار میلیون بر آورد می شود. غباری كه از خاكستر شدن شخانه ها به جا می ماند روزانه صدها تن بر جرم سیاره ی ما می افزاید. فراوانی شخانه ها در ساعات بعد از نیمه شب از همه وقت بیشتر است به طور متوسط عده ی شخانه هایی كه در ساعات بین نیمه شب و طلوع خورشید می توان دید دو برابر تعداد آن ها در فاصله ی زمانی مشابه پیش از نیمه شب است زیرا بعد از نیمه شب ناظر بر سمت پیشین زمین در حركت مداری است و در نتیجه هم شخانه هایی را می بینید كه زمین بر آن ها سبقت می گیرد و هم آن هایی را كه از مقابل با زمین بر خورد می كنند. تغیراتی نیز با فصول مشهود است به علت زاویه ی میل استوای زمین با مدارش فراوانی شخانه ها در فصل پاییز برای ناظران عرض های شمالی از هر وقت دیگر بیشتر است ، افزایش شدید عده ی شخانه ها زمانی روی می دهد كه زمین از میان كپه یا نهری بگذرد در آن هنگام عده ی آن ها در هر ناحیه ی كوچك هزاران در ساعت است در صورتی كه در مواقع عادی چند شخانه در ساعت بیش نیست تعداد زیادی شخانه ی مرئی یك رگبار شخانه ای نام دارد. شخانه ها ی یك رگبار مسیر های موازی هم دارند این مسیر ها از دید ناظر در نتیجه پرسپكتیو چنین می نمایند كه در نقطه ای بر كره ی آسمان همگرا میشوند این نقطه را نور باران می نامند هر رگبار شخانه ای به نام صورت فلكی ای نامیده می شود كه نوربارانش در آن است برای مثال همین بارش اسدی كه در پیش داریم . از 22 تا 26 آبان ماه هر شب بارش شهابی اسدی داریم كه منشا آن ستاره دنباله دارتمپل است.

منبع : كتاب نجوم به زبان ساده


برچسب ها: شهابواره ها چیستند ؟،


icon


منظومه شمسی از نگاه قدما
icon پنجشنبه 20 اسفند 1388 | بازدید : مرتبه icon طبقه بندی: فضا، 

مقدمه

در آغاز ستاره شناسی ، جهان زمین مرکزتصور می‌شد و زمین ، ثابت و در مرکز آن بود و خورشید ، سیارات و ستارگان حول آن می‌گشتند. سپس در سال 1543 نیکلا کپرنیک ، ستاره شناس لهستانی (1543-1473) ، در کتابش تحت عنوان گردش افلاک آسمانی جهان خورشید مرکز را پیشنهاد نمود.
در این فرضیه افراطی خورشید در مرکز جهان قرار می‌گرفت و زمین و پنج سیاره شناخته شده دیگر در مدارهایی حولش می‌چرخیدند. این الگوی ارائه شده توسط کپرنیک اساس دیدگاه نوین ما درباره
منظومه شمسی شد.

img/daneshnameh_up/4/4e/Khorshidpic3.jpg
img/daneshnameh_up/7/78/Khorshidpic.jpg
این تصویر جهان خورشید مرکز در سال 1661
زمین پنج سیاره شناخته شده دیگر و صور
فلکی منطقة البروجی را نشان می‌دهد.

منظومه شمسی از دیدگاه کپلر

اما یوهان کپلر ، دستیار تیکو براهه نظریه کوپرنیکی را پذیرفت. کپلر که یک ریاضیدان بود، سه قانون در مورد مدار سیاره‌ها تدوین کرد. او با بررسی دقیق مشاهده‌های براهه از مریخ ، به این نتیجه رسید که مریخ در مداری بیضی شکل حرکت می‌کند، نه دایره‌ای. قانون اول حرکت سیاره‌ای کپلر می‌گوید: هر سیاره در مداری به شکل بیضی حرکت می‌کند، که خورشید در یکی از کانونهای آن قرار دارد.

قانون دوم کپلر سرعت متغیر سیاره را در مدارش توصیف می‌کند: هر قدر سیاره به خورشید نزدیکتر باشد، سرعت آن بیشتر است و هر قدر سیاره از خورشید دورتر باشد، سرعت آن در مدارش کمتر است. کپلر به فکر (گرانش(جاذبه)) ، نزدیک می‌شد بی آنکه به وضوح آن را بیان کند.

قانون سوم کپلر فاصله سیاره از خورشید را با دوره تناوب آن ارتباط می‌دهد: زمانی را که طول می کشد تا یک بار به دور خورشید گردش کند، دوره تناوب سیاره می‌نامند. این قانون می‌گوید که توان دوم دوره تناوب ، یعنی I2 برابر با توان سوم فاصله یا D3 است.

منظومه شمسی از دیدگاه گالیله

در همان حال که کپلر این قانونها را بیان می کرد، گالیله ئو دانشمند ایتالیایی ، گام بزرگ دیگری در راه پیشترفت اختر شناسی بر می‌داشت. او با استفاده از تلسکوپ که به تازگی اختراع شده بود، به سیاره‌ها ، ماه و خورشید نگاه کرد. (کار اخیر او ، یعنی نگاه کردن به خورشید اشتباه بود.

او با تلسکوپ مستقیماً به خورشید نگاه کرد و برای مدتی بینایی خود را از دست داد). آنچه او در آسمان می‌دید، با آموزشهای یونانیان باستان سازگار نبود. مثلاً او مشاهده کرد که ماه به هیچ وجه کره کامل نیست و مانند زمین دارای کوه و دره است.

گالیله همچنین کشف کرد که
زهره ، مانند ماه ، صور مختلف دارد. او نخستین کسی بود که چشمش به قمرهای مشتری افتاد و با تلسکوپ خود متوجه شد که شمار ستارگان ، بیشتر از آن است که با چشم برهنه (غیر مسلح) دیده می‌شود.

منظومه شمسی از دیدگاه نیوتن

در اواخر قرن هفدهم یک دانشمند بزرگ انگلیسی ، به نام آیزاک نیوتن ، قانون نیروی جاذبه (گرانش) را کشف کرد. این قانون می‌گوید که اشیاء با نیروی جاذبه ، به طرف یکدیگر کشیده می‌شوند. قدرت این نیرو بستگی به مقدار جرم اشیاء و فاصله آنها از یکدیگر دارد. قانون جاذبه توضیح می‌دهد که چرا مدارهای سیاره‌ای و قمری به شکل بیضی هستند. این قانون حرکت همه اشیاء را در جهان تبیین می‌کند.


برچسب ها: منظومه شمسی از نگاه قدما،


icon


خورشید
icon پنجشنبه 20 اسفند 1388 | بازدید : مرتبه icon

مقدمه

خورشید ستاره‌ای است از ستارگان رشته اصلی که 5 میلیارد سال از عمرش می‌گذرد. این ستاره کروی شکل بوده و عمدتا از گازهای هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است. وسعت این ستاره 1.4 میلیون کیلومتر (870000 مایل) است. جرم این ستاره 7 برابر جرم یک ستاره معمولی بوده و همچنین 750 برابر جرم تمام سیاراتی است که به دورش می‌چرخند. در هسته خورشید ، جرم توسط واکنشهای هسته‌ای تبدیل به تشعشعات الکترومغناطیسی که نوعی انرژی هستند، می‌شود. این انرژی به سمت بیرون تابانده شده و باعث درخشنگی خورشید می‌گردد. سایر اجسام آسمانی موجود در منظومه شمسی که توسط جاذبه خورشید در مدارهایشان قرار گرفته‌اند نیز گرمایشان را از این انرژی می‌گیرند.



img/daneshnameh_up/2/24/Sakhtarekhorshid.jpg




مواد تشکیل دهنده خورشید حالت گازی دارند، بنابراین خورشید محدوده دقیق و معینی نداشته و مواد اطراف آن بتدریج در فضا منتشر می‌شوند. اما چنین به نظر می‌رسد که خورشید لبه تیزی داشته باشد، چرا که بیشتر نوری که به زمین می‌رسد از یک لایه که چند صد کیلومتر ضخامت دارد ساطع می‌شود. این لایه فوتوسفر نام داشته و به عنوان سطح خورشید شناخته شده است. بالای سطح خورشید ، کروموسفر یا رنگین کره و هاله خورشیدی قرار دارند که با همدیگر جو خورشید را تشکیل می‌دهند.

مرکز خورشید مانند کوره‌ای هسته‌ای است با دمای 15 میلیون درجه سانتیگراد (27 میلیون درجه فارنهایت) که چگالی‌اش 160 برابر آب می‌باشد. تحت چنین شرایطی هسته‌های اتم هیدروژن باهم ترکیب شده و تبدیل به هسته‌های هلیووم می‌شوند. در این حین، 0.7 درصد جرم ترکیب شده ، تبدیل به انرژی می‌شود. از 590 میلیون تن هیدروژنی که در هر ثانیه در مرکز خورشید ترکیب می‌شوند، 3.9 میلیون تن به انرژی تبدیل می‌شود. این سوخت هیدروژنی ، تا 5 میلیارد سال دیگر دوام خواهد داشت. مسیر نامنظم 2 میلیون سال طول می‌کشد تا انرژی تولید شده در مرکز خورشید به سطح آن رسیده و بصورت نور و گرما تابش کند، سپس بعد از فقط 8 دقیقه ، این انرژی به زمین می‌رسد.

هنگامی که خورشید منبسط می شود تا تبدیل به یک غول سرخ
شود، قطرش حدود 150برابر بزرگتر خواهد شد. گازهای منبسط شده و داغ، رنگ زرد و حرارت خود را از دست داده و قرمز رنگ و سرد خواهند شد. اما بخاطر بزرگتر شدن سطح خورشید،درخشندگی آن 1000برابر افزایش یافته و نور بیشتری ساطع خواهد کرد.



img/daneshnameh_up/0/0c/Khorshid1.jpg

زبانه‌ها و شعله‌های خورشیدی

زبانه حلقوی در شکل پایین ، خطوط میدان مغناطیسی ، دو لکه خورشیدی را به هم متصل کرده است. در سال 1973 ، یک زبانه خورشیدی (سمت چپ تصویر) 000/588 کیلومتر (365.000 مایل) از سطح خورشید را پوشاند. اغلب فعالیتهای شدید خورشید در نزدیکی لکه‌های خورشیدی رخ می‌دهند. شعله‌های خورشیدی ، جرخه‌هایی از انرژی هستند که عمر چند ساعته دارند، این شعله‌ها هنگامی بوجود می‌آیند که مقدار زیادی انرژی مغناطیسی بطور ناگهانی آزاد شود. زبانه‌های خورشیدی ، فوارانهایی از گاز مشتعل هستند که ممکن است صدها هزار کیلومتر در فضا پیش بروند. میدان مغناطیسی خورشید می‌تواند زبانه‌های حلقوی را هفته‌ها در فضا پیش بروند معلق نگاه دارد.



img/daneshnameh_up/a/a0/Zabanehayekhorshid.jpg

باد خورشیدی

هاله (جو بیرونی) خورشید حاوی ذراتی است که انرژی کافی برای فرار از جاذبه خورشید را دارند. این ذرات بصورت مارپیچی با سرعتی معادل900 کیلومتر (560 مایل) در ثانیه از خورشید دور شده و باد خورشیدی را بوجود می‌آورند. این ذرات در همان مسیرهای میدان مغناطیسی خورشید حرکت می‌کنند و از آنجا که دارای بار الکتریکی هستند، منظومه شمسی را پر از جریانات الکتریکی می‌کنند. ناحیه فعالیتهای خورشیدی ، هلیوسفر (کره خورشیدی) نامیده می‌شود. باد خورشیدی در هر ثانیه حدود یک میلیون تن هیدروژن حورشید را از بین می‌برد. 100000 میلیارد سال طول خواهد کشید تا باد خورشیدی تمام جرم خورشید را در فضای بین سیاره‌ای پخش کند، اما طول عمر طبیعی خورشید فقط 10 میلیارد سال است.



img/daneshnameh_up/a/ab/Enerjikhorshid.jpg
مسیر نامنظم
دو میلیون سال طول می کشد تا انرژی تولید شده
در مرکز خورشید به سطح آن رسیده و بصورت
نورو گرما تابش کند، سپس بعد از فقط 8 دقیقه
این انرژی به زمین می رسد.

چرخه‌ها و لکه‌های خورشیدی

حرکت وضعی خورشید باعث ایجاد میدان مغناطیسی می‌شود، مناطق استوایی خورشید سریعتر از مناطق قطبی آن چرخیده و این امر باعث می‌شود که خطوط میدان مغناطیسی درون خورشید حلقه بزنند. این خطوط در صورت خروج از سطح خورشید ، باعث فعالیتهای خورشیدی نظیر لکه‌های خورشیدی ، شعله‌ها و زبانه‌های خورشیدی می‌شوند. این فعالیتها ، بخصوص لکه‌های خورشیدی ، چرخه‌ای 11 ساله دارند.

مرگ خورشید

5 میلیارد سال بعد ، بیشتر هیدروژن موجود در هسته خورشید گداخته شده و صرف تهیه هلیوم خواهد شد. در آن زمان ، جاذبه باعث انقباض هسته شده و فشار ، دمای آنرا افزایش خواهد داد. هیدروژن شروع به سوختن در پوسته اطراف هسته خواهد کرد. انرژی حاصل از این گداخت هسته‌ای در پوسته ، باعث انبساط لایه‌های خارجی خواهد شد و سیارات عطارد و زهره را ذوب می‌کند و آنها را در بر می‌گیرد. انبساط خورشید تا مدار زمین متوقف شده و حرارتش تمام موجودات زنده را از بین می‌برد. بعد از آن خورشید تبدیل به یک غول سرخ می‌شود. سپس ، لایه‌های خارجی در فضا پخش شده و یک سحابی سیاره‌ای تشکیل خواهند داد. هسته نیز بصورت یک ستاره کوتوله سفید باقی مانده و بتدریج از بین خواهد رفت. پس می‌توان گفت که با فرا رسیدن مرگ خورشید ، مرگ زمین و تمام موجودات این سیاره فرا می‌رسد.


icon


ستاره
icon پنجشنبه 20 اسفند 1388 | بازدید : مرتبه icon طبقه بندی: فضا، 

  • مقدمه

    بطور کلی ستارگان دارای مراحل مختلف جنینی ، کودکی و جوانی و پیری هستند. پس از اکتشاف برابری جرم و انرژی توسط انیشتین ، دانشمندان تشخیص دادند، که کلیه ستارگان باید تغییر و تحول یابند. هر ستاره هنگامی که نور (انرژی) پخش می‌کند، مقداری از ماده خویش را مصرف می‌کند. ستارگان همیشگی نیستند، روزی به دنیا آمده‌اند و روزی هم از دنیا خواهند رفت. ستارگان گویهای بزرگی از گاز بسیار گرم هستند که بواسطه نورشان می‌درخشند.

    در سطح دمای آنها هزاران درجه است و در داخل دمایشان بسیار بیشتر است. در این دماها ماده نمی‌تواند به صورتهای جامد یا مایع وجود داشته باشد. گازهایی که ستارگان را تشکیل می‌دهند بسیار غلیظتر از گازهایی هستند که معمولا بر سطح زمین وجود دارند. چگالی فوق العاده زیاد آنها در نتیجه فشارهای عظیمی است که در درون آنها وجود دارد. ستارگان در فضا حرکت می‌کنند، اما حرکت آنها به آسانی مشهود نیست. در یک سال هیچ تغییری را در وضعیت نسبی آنها نمی‌توان ردیابی کرد، حتی در هزار سال نیز حرکت قابل ملاحظه‌ای در آنها مشهود نمی‌افتد.



    img/daneshnameh_up/5/5c/stars2.jpg



    نقش و الگوی آنها در حال حاضر کم و بیش دقیقا همان است که در هزار سال پیش بود. این ثبات ظاهری در نتیجه فاصله عظیمی است که میان ما و آنها وجود دارد. با این فواصل چندین هزار سال طول خواهد کشید تا تغییر قابل ملاحظه‌ای در نقش ستارگان پدید آید. این ثبات ظاهری مکان ستارگان موجب شده است که نام متداول (ثوابت) به آنها اطلاق شود. اختر فیزیکدانان بر این باورند که در بعضی کهکشانها ، از جمله کهکشان راه شیری ، ستارگان نوزاد بسیاری در حال تولد هستند، افزون بر آن که پژوهشگران اظهار می‌دارند تکامل ، تخریب و محصول نهایی یک ستاره ، به جرم آن بستگی دارد. در واقع سرنوشت نهایی ستاره که تا چه مرحله‌ای از پیشرفت خواهد رسید با جرم ستاره ارتباط مستقیم دارد.

    نحوه تشکیل ستاره

    گوی آتشین مورد نظر در نظریه انفجار بزرگ ، حاوی هیدروژن و هلیوم بود، که در اثر انفجار بصورت گازها و گرد و غباری در فضا بصورت پلاسمای فضایی متشکل از ذرات بسیاری از جمله الکترونها ، پروتونها ، نوترونها و نیز مقداری یونهای هلیوم به بیرون تراوش می‌کند. با گذشت زمان و تراکم ماده دربرخی سحابیها شکل می‌گیرند. این مواد متراکم رشد کرده و توده‌های عظیم گازی را بوجود می‌آورند که تحت عنوان پیش ستاره‌ها معروفند و با گذشت زمان به ستاره مبدل می‌شوند. بسیاری از این توده‌ها در اثر نیروی گرانش و گریز از مرکز بزرگ و کوچک می‌شوند، که اگر نیروی گرانش غالب باشد، رمبش و فرو ریزش ستاره مطرح می‌شود و اگر نیروی گریز از مرکز غالب شود، احتمال تلاشی ستاره و شکل گیری اقمار و سیارات می‌رود.

    مقیاس قدری

    همه ستارگان به شش طبقه روشنایی که قدر نامیده می‌شود، تقسیم شده‌اند. روشنترین ستارگان دارای قدر اول و کم نورترین ستارگان که توسط چشم غیر مسلح قابل روءیت بودند به عنوان ستارگان قدر ششم و بقیه ستارگان داراب قدرهای بین 16 - 1 هستند. قدر یک ستاره عبارت است از: سنجش لگاریتمی از روشنایی ستارگان ، اگر قدر یک ستاره را با m نمایش دهیم، داریم:


    (قدر ظاهری) 2.5logL + Cte = m-


    که مقدار ثابت Cte همان صفر مقیاس قدری است.



    img/daneshnameh_up/f/fd/C3-21-C043.jpg

    روشنایی ستاره

    مقدار انرژی تابیده شده از ستاره به واحد سطح زمین را روشنایی یک ستاره می‌نامند. مقدار ثابت (صفر مقدار قدری) را طوری انتخاب می‌کنند که قدر ستاره α چنگ رومی (Vega) برابر صفر شود. علامت منفی در فرمول نشان می‌دهد که قدر روشنایی ستاره بالا باشد، دارای قدر پایین خواهد بود.

    رنگ ستارگان

    هر وسیله‌ای که برای آشکارسازی نور بکار می‌رود دارای حساسیت طیفی است. مثل چشم انسان که اولین وسیله‌ای است برای آشکارسازی نور و حساسیت چشم برای نورهای مختلف یکسان نیست. هر وسیله دیگری هم که برای اندازه گیری نور بکار می‌رود مثل فیلمهای عکاسی برای نورهای با طول موجهای متفاوت ، دارای حساسیت یکسان نیست. پس روشنایی یک جسم بستگی به نوع وسیله اندازه گیری شده دارد. بر این اساس قدرهای مختلفی داریم، که یکی از آنها قدر دیدگانی و دیگری قدر عکسبرداری می‌باشد.

    طیف ستارگان

    هنگام مطالعه طیف ستارگان (یا همان بررسی کیفی ستارگان) مشاهده می‌شود که اختلاف فاحشی بین ستارگان وجود دارد. از آنجایی که وجود هر خط سیاه در طیف ستاره بیانگر وجود یک عنصر شیمیایی ویژه در اتمسفر آن ستاره است، شاید به نظر می‌رسد که علت اختلاف در طیف ستارگان بخاطر اختلاف در مواد شیمیایی سازنده ستارگان باشد. ولی در نهایت چنین نیست، بلکه علت اختلاف طیف ستارگان دمای ستارگان می‌باشد. چون ستارگان دارای دماهای متفاوتی هستند، طیف آنها نیز متفاوت است.


    img/daneshnameh_up/a/a5/C3-21-A093.jpg

    اندازه گیری دمای ستارگان

    در مورد ستارگان امکان اندازه گیری دمای جنبشی (دمایی که توسط دماسنج اندازه گیری می‌شود) وجود ندارد. زیرا نمی‌توانیم ترمومتر را در قسمتهای مختلف ستاره قرار داده و این دما را اندازه گیری کنیم. از طرفی لایه‌های مختلف ستاره دارای دماهای مساوی هستند و هر چه از لایه‌های خارجی به طرف لایه‌های داخلی حرکت کنیم دما افزایش می‌یابد. بنابراین تعریف دمای منحصر به فردی که مربوط به هر لایه از ستاره باشد غیر ممکن است.

    اندازه گیری فراوانی عناصر در ستارگان

    در حالت کلی مشاهده خطوط طیفی مربوط به یک عنصر در طیف یک ستاره دلیل بر وجود آن عنصر در اتمسفر این ستاره است و برعکس این ممکن نیست. یعنی عدم حضور خطوط طیفی یک عنصر در طیف یک ستاره دلالت بر عدم وجود آن عنصر در اتمسفر ستاره را ندارد، زیرا علاوه بر حضور یک عنصر لازم است، شرایط فیزیکی (دما و فشار) برای تشکیل خطوط طیفی آن عنصر برقرار باشد، تا بتوانیم خطوط طیفی آن عنصر را مشاهده کنیم. با توجه به اینکه شدت خطوط جذبی بستگی به فراوانی آن عنصر دارد، بنابراین می‌توانیم از روی شدت خطوط طیفی ، فراوانی عناصر را در ستارگان تعیین کنیم.

    جرم ستارگان

    اطلاعات مربوط به جرم ستارگان از مسائل بسیار مهم به شمار می‌رود. تنها راهی که برای تخمین جرم یک ستاره در دست داریم آن است که حرکت جسم دیگری را که بر گرد آن دوران می‌کند مورد مطالعه قرار دهیم. ولی فاصله عظیمی که ما را از ستارگان جدا می‌کند، مانع آن است که بتوانیم سیارات متعلق به همه آنها را ببینیم و حرکت آنها را مورد مطالعه قرار دهیم. عده زیادی ستاره موجود است که جفت جفت زندگی می‌کنند و آنها را منظومه‌های مزدوج یا دو ستاره‌ای می‌نامند. در چنین حالات بایستی حرکت نسبی هر یک از دو ستاره مزدوج مستقیما مطالعه شود، تا از روی دوره گردش آنها جرم نسبی هر یک بدست آید. در حضور ارتباط میان جرم و نورانیت ستارگان ، نخستین بار بوسیله سرآرتورادینگتون اظهار شد که نورانیت ستاره‌ها تابع معینی از جرم آنها است، و این نورانیت با زیاد شدن جرم به سرعت ترقی می‌کند.

    منابع انرژی ستارگان

    برای هر ستاره‌ای سه منبع انرژی را می‌توان نام برد که عبارتند از:


    انرژی پتانسیل گرانشی

    می‌توان فرض کرد که خورشید یا ستارگان در حال تراکم تدریجی هستند و بدین وسیله انرژی پتانسیل گرانشی خود را بصورت انرژی الکترومغناطیسی به محیط اطراف تابش می‌کنند.

    انرژی حرارتی

    می‌توان فرض کرد که ستارگان و خورشید اجرام بسیار داغ آفریده شده‌اند و با تابش خود به محیط اطراف در حال سرد شدن هستند.

    انرژی هسته‌ای

    می توان فرض کرد که در ستارگان هسته‌های سبکتر همجوشی کرده و انرژی آزاد شده در این همجوشی منبع انرژی ستارگان را تأمین می‌کند، یا می‌توان فرض کرد که در ستارگان هسته‌های سنگینتر از طریق واپاشی به هسته‌های سبکتر تبدیل شده و انرژی آزاد شده از این واپاشیها انرژی ستارگان را تأمین می‌کند.


    img/daneshnameh_up/c/c1/C3-21-A095.jpg

    مرگ ستارگان

    سه طریق برای مرگ ستارگان وجود دارد. ستارگانی که جرم آنها کمتر از 1.4 برابر جرم خورشید است. این ستارگان در نهایت به کوتوله‌های سفید تبدیل می‌شوند. ستارگانی که جرم آنها بیشتر از 1.4 برابر جرم خورشید است، در نهایت به ستارگان نوترونی و به سیاه چاله‌ها تبدیل خواهند شد. دیر یا زود سوخت هسته ای ستارگان به پایان رسیده و در این صورت ستاره با تراکم خود انرژی گرانشی غالب آمده و این تراکم (رمبش) تا تبدیل شدن الکترونهای آزاد ستاره به الکترونهای دژنره ادامه پیدا می‌کند، که در این صورت ستاره به یک ستاره کوتوله سفید تبدیل شده است. برخی از ستارگان از طریق انفجارهای ابرنواختری به ستارگان نوترونی تبدیل می‌شوند. ستارگانی که بیشتر از 1.4 و کمتر از سه برابر جرم خورشید دارند، به ستاره نوترونی تبدیل شده و آنهایی بیشتر از سه برابر جرم خورشید دارند، عاقبت به سیاه چاله تبدیل می‌شوند. سیاه چاله آخرین مرحله مرگ ستاره می‌باشد.


icon


Space
icon پنجشنبه 13 اسفند 1388 | بازدید : مرتبه icon

Introduction


تصویر
Words that many fields and different disciplines such as philosophy, sociology, architecture and urban widely used. But the proliferation of space use words to mean withdrawal of the same concept in all of the above areas is not defined, but the space is review different perspectives.

Studies show that there seems to understand that those words are almost agreed definition of absolute space did not scientific discussions and the frequency of word meaning is of relatively high and there is no comprehensive definition that encompasses all aspects of this concept is. Space is a very common category. Space being filled with the world and we all surrounding life and ... .
Mercury, such as the nature of space because fluvial flow, capture and define the problem well. If the cage is not strong enough to pierce easily to the outside and is missing. Space can be so thin and wide come to feel to go there after between (for example, vast plains, space seems to have absolutely no later) and next Tuesday so full there is anything in that particular area gives the concept .

Although accurate and specific definition of space is difficult and even impossible, but space is measurable. For example, say not enough space is available or space is full. Closest definition is that Khlay space in which we can place the object in itself or something to be filled. Another point in space defined to be noted, however, is always based on a predetermined ratio of something and is not constant, between observers and there is space. So that one location, space and space defines the point, he saw different faces is perception.

Seyr-e Tahavvol historic concept space

Conceptual space is long by many scholars to examine the different historical periods and based on common social and cultural approaches, different techniques is defined. Although the Egyptian and Indian comments were different in space, but were sharing the belief that no specific boundary between the inner space thought (subjective reality) with the space outside (objective reality) does not exist. In fact, internal and mental space dreams, mythology and legends combined with the real world everyday.

What more than anything mythological space with attention to focus, aspects of system construction and Fzast findings, but found space to a system that arose from the mythological imagination is the creator. Ancient Greek language, there was no space for words. They instead used the space between the term. Greek philosophers reflected read object space.


  • Plato's view the problem more Tymayvs (Timaeus) to review and geometry as a science Alfza’ be harvested, but it Aristotle's theory of space Vagzasht (maul) to complete.

  • Aristotle, a collection of space Mkanhast. The space within all objects described as well. Aristotle space within the analogy is empty and it knows where the package should be around in order to exist and thus it is finally. In fact, for Aristotle, a space within the content.

  • Lvkrytvs (Lucretius) also rely on the theories of Aristotle, as the vacuum of space can remember. She said: All the universe is based on two things: objects and vacuum, which objects to a special place in a vacuum of its own and the Hrktand. In Greece and in ancient generally two types of space-based definition for the trend is thought to be review:

Platonic definition of the space as a fixed existence between Nrftny sees that everything is formed within this space is replaced. Arstvyy defined as the space or place Topos and its expression is Klytr knows that part of space within its limits the volume that it has its place, is matched. Plato defined more success history of the definition found in Aristotle and the Renaissance was completed with Newton's definitions and concepts and absolute dimensional space composed of time and fill it Kalbdhayy income.
  • Jyvrdanv Bruno (Giordano Bruno): in the sixteenth century, referring to Kprnyk theory, the theory Nzryhhayy as Aristotle said. His opinion through space is what it (wall), to understand and surrounding space, or space will be converted between. Space is a set of relationships between objects and Aristotle as it has expressed, not sure that all the must always ultimately be trapped.

    In the late Middle Ages and the Renaissance, again based on the concept of Euclidean space was formed. The world of art, Jyvtv role played in the evolution of the concept of space, so his perspective based on the use of Euclidean space, a new way of organizing and providing space for the village.

Renaissance

With the advent of Renaissance, three-dimensional space as a function of linear perspective was introduced some concepts which strengthen the atmosphere of medieval and others were removed. The victory of this new form of expression space of the differences between the visual world and visual field and thus the distinction between what is aware of human existence and what it sees, was.

In the seventeenth and eighteenth centuries, baroque and Renaissance Tjrbhgrayy concept of space formed Pvyatry very complicated and difficult it was organized. Gradually after the Renaissance concepts of metaphysical concepts of space and physical space and more isolated areas
Metaphysical It was attention, but contrary in the fields of science, the concept of place space was filled Rngtr.

Descartes theory

Descartes most influential thinkers of the seventeenth century, the church flourished Hdfasl between the abuse and promote a philosophy of Europe the other hand, is. Property in his metaphysical theories of space is emphasized, but still he stressed physics and mechanics, originally orthogonal coordinate system (Cartesian) to be used to identify spaces that can make the important assumption about the space of Euclid. Cartesian method at all levels and forms have the same value as parts of infinite space are discussed. Before Descartes, space, and then only the importance of quality and space objects will help to express the numbers would never have appeared. Next to his role a bit of space and place

Opinion Leibniz and Newton

Leibniz Proponents of theory and believed relative space, space is merely a system of relations between mental things without volume and is usually used. The space to coexist as a system or system objects are all objects are the same, saw. Unlike لایب Nytz, Newton Space composed of points and the moments when belief was formed in the space and time independent of the objects and events that they were done.

In principle, allowed him to be an absolute space and time (theory of absolute space), respectively. According to Newton's space and time to expand Zrfhayy real objects are infinite. Within the total sequence of natural events in the world, finds a place defined. Thus, objects in motion or repose of the occurrence of substantial changes and their relation to other objects are not related.

Kant's theory

1800 years after Aristotle, Kant Jnbhay of space as distinct from and independent of human understanding of matter, will be considered. His absolute space and time aspects of Newton's theory of external world stage as the human mind and extended his philosophical theories founded upon them will. According to Kant, space and time issues that concept and intuitive in exactly the structure of the human mind and have thought his place and sense organs are considered to be low and unable to self.

Space concept and practical experience obtained outside world can not be obtained. Can only space to define the human perspective. Fry mental status of our open space Nmvdhay is something that, no meaning, because not indicate any of the attributes and values Fzast not address them together Rabthshan. Thus, with this view what we call foreign objects, nothing other than spend Nmvdhay Ahsas·hay Shklshan Fzast we are not.

Opinion Hegel

Hegel believed that truth was not space and time. In his time is just illusions caused by our inability to see is total. Bergson's philosophy of space as a characteristic of material fact that Brmykhyzd cutoff. Conversely All property is basic life or mind. His opinion, time, time is not mathematical, but accumulation is equal moments of time in the form of mathematical Fzast.



img/daneshnameh_up/5/5e/origins.jpg




Space Physics

Defined Unpack Physics is in dispute. Various ideas that have been used to define space include are:
  • Structure with a set of "distance communication" between objects is defined.

  • A Manyfvld by the coordinate system (where an object can be (is defined.
  • An institution that all objects in the world except in open contact with each other.

Der Classical physics Space a Euclidean space Tuesday is the next, where each position using three coordinates is described. Physics Relativity New Space - Time Instead uses space, space - time as a four-dimensional model is Manyfvld. Philosophical questions about space, including:

Whether space is absolute or as pure relativism? Space there is a correct geometry or solid geometry has made only one? Prominent historical figures such as
Isaac Newton (Isaac Newton) (unpack absolute Ast), لایب Nytz Gottfried Leibniz (space ratio) and Pvankarh Henry (Henri Poincare) (spatial geometry is a put), the world's leading this conflict are. Unpack Parts is relatively empty universe, planets outside the atmosphere. Sometimes called "international space" is called "air space to be clean earth places.

Since the
The earth's atmosphere Have no slope or sudden cuts, but as a gradual increase height is thin, no clear boundary between space and the atmosphere there. The land, who above the height of 80 kilometers (50 miles) have traveled, Astronaut Say. Height of 120 kilometers (400,000 feet or 75 miles) border that determines when to atmospheric effects are significant. The height often 100 kilometers (or 62 miles) for the boundary between the atmosphere and space is used.


برچسب ها: Space،


icon


History Astronomy
icon پنجشنبه 13 اسفند 1388 | بازدید : مرتبه icon

Introduction

Astronomy in the knowledge that the few non-specialists interested in advancing still can contribute be it. Discovered on many astronomy can be outlined by the astronomers who have been ranked amateur. T. Or. R. Philips priest because studies about customers not known. And. Hee actor and comedian who in 1933 discovered Saturn's white spot. And. F.. Dnyng accounting because his research about the planets and meteorite to download astronomy UK Royal Society gold medal was achieved and finally the engineering Rbr Grout (telescope) radio construction work himself in his home life, said first and second World War Drgyrvdar Map of all radio galaxies provide Mnjmany ranked amateur (amateur) respectively. Attractions Introduction to Astronomy and joy Stars & Galaxies with the hope that it can بی Monajemi professional work was useful to do the science that caused continuous of non-professional astronomers (amateur) is added. Today many countries national forum is composed of amateur astronomy. this forum with tips from the Science Technology Foundation to study ways to research and teaches interested them and result in share your information. Naturally, the device features a relatively small and limited academic field activities amateur astronomer, he also compared to a professional astronomer is very limited. Non-professional astronomers trained more observation and study of planets and meteorite Shhabvarha and light change in variable stars and multiple pay.

History Astronomy

Since the human self and the world in which the dwelling is aware of the sky with fear and surprise, a stable source of fascination and witching is known. Fear and surprise, study and science causes. Constant human struggle to overcome ignorance and solve the mysterious - and ultimately create astronomy.

Astronomy science positions - movements - buildings - and the story is the fate of celestial objects. Astronomy course its evolution as a science - many of the fundamental laws governing these objects is discovered. But the nature of scientific research work and Npzyrd never end here because the other sciences - efforts that left much to be done.

Why are going to study astronomy?

Astronomical study because we thought smart browser should answer all questions and he Brayd - to "why" and know the "how" the human Az·hman discovers and started whenever the Top Comment is thrown - is always seen in the sky Nasnjydny issues and always have been in Brabrsh him solve Asrarsh hired guns.

Human phase - reaction to the magic and myth, and this reaction was expressed in art - literature and world religions was manifested. He tried to step in for celestial phenomena - they're really not Hvassh to help - to provide scientific explanation and Description are subject astronomy.

Administrative History Astronomy:

On astronomy can be divided into three periods: period central ground. Volume galactic cosmic course.

First start on the end of ancient and sixteenth century. Second period of the seventeenth century to the nineteenth century and took the third period began in the twentieth century and still continues.

 

Central Land Volume:

The first astronomers believed that the Earth must be at the center of the world and to assume that the sun and the moon around the Earth residents Vstargan represented. Their interest in the modern meaning of the word science was not so was mainly focused on practical issues related to real or hypothetical events and celestial events of land to sky all signs by Saad and unlucky events. Despite this outstanding discovery in this period was performed. Berber grew with precision. Circle Albrvj - apparent path of the Sun among the stars - a carefully defined. Ksvf full course and were set for lunar eclipse, and even the second century BC to move was taken following the Earth axis. Central Land end with great personality in the sixteenth century closely linked Nykvlayvs Kvprnykvs

 Volume universe:

One can say that new astronomy course begins. Kvprnykvs that land is not only the world center of Syaraty Blkkh is only around the central sun is. Clear that any land that is not the unique planet is quite normal to normal Tarzi is being followed by acts normal.

Obvious fact that its central sun on the sky of countless stars is. One of the billions on our environment is smaller than some Bzrgtrv some sun - some heavier and some are of lighter.

Methods course in astronomy and associated staff became more incentive desire to know and understand the fundamental laws governing the movement of celestial objects, explain what the human eye can see.

Progress of the sixteenth century until the end of the nineteenth century were the result of the integration efficiency full range of observation - genius right equipment and advanced scientific work.

Observation Game: Information was huge with the fundamental importance of hard work that the name of the exact Rsdknndgan Tykhvbrayh (1601-1546) were among the Sadr were collected.

Equipment: Of course New Astronomy telescope by Galileo Galilei to Saht (1642-1564) in 1610 signs milestone in the evolution of astronomy is considered. As the next invention was the same spectrometer. The two devices were complementary to each other: seeing stars with telescopes may make more clearly and the stars light spectroscopy and analysis will provide information about the stars affects us.

Genius: Astronomy, like any other for progress in science requires big brains that they can try vision - imagination - as well as witnesses and too much knowledge to match the Observation data. Johannes Kepler (1630-1571) and Sir Isaac Newton (1722-1642). Kepler's laws of motion with the discovery of planets and Newton discovered the law of gravity with public - among these were thinkers.

Volume cosmic:

This period was revealed that the universe on our Sun belongs to only one of many galaxies is larger than some of our galaxy and some small Trand. Many parts of the astronomical research a century devoted to this effort is a complete image of the world to obtain. Large optical telescopes and radio telescopes to help this massive research are made.

Major theoretical genius in the public mind over the course of all communication with the doctor is late Albert Einstein (1955-1879) is. (Though he primarily a physicist and mathematician was). Astronomy and Astrophysics hard theory of relativity, he said Mottaki.

Astronomy in this period that we are living up to its end is a long way before


icon


نظریه‌های انیشتین(نسبیت عام و خاص)
icon سه شنبه 11 اسفند 1388 | بازدید : مرتبه icon طبقه بندی: بزرگان نجوم و فیزیک، 

انیشتین دو نظریه دارد. نسبیت خاص را در سن 25 سالگی بوجود آورد و ده سال بعد توانست نسبیت عام را مطرح کند.
نسبیت خاص بطور خلاصه تنها نظریه ایست که
در سرعتهای بالا ( در شرایطی که سرعت در خلال حرکت تغییر نکند--سرعت ثابت) میتوان به اعداد و محاسباتش اعتماد کرد. جهان ما جوریست که در سرعتهای بالا از قوانین عجیبی پیروی می کند که در زندگی ما قابل دیدن نیستند. مثلا وقتی جسمی با سرعت نزدیک سرعت نور حرکت کند زمان برای او بسیار کند می گذرد. و همچنین ابعاد این جسم کوچک تر میشود. جرم جسمی که با سرعت بسیار زیاد حرکت می کند دیگر ثابت نیست بلکه ازدیاد پیدا می کند. اگر جسمی با سرعت نور حرکت کند، زمان برایش متوقف می شود، طولش به صفر میرسد و جرمش بینهایت میشود
.

نسبیت عام برای حرکتهایی ساخته شده که در خلال
حرکت سرعت تغییر می کند یا باصطلاح حرکت شتابدار دارند. شتاب گرانش زمین g که همان عدد 9.81m/sاست نیز یک نوع شظ راجع به اجرامی که شتاب گرانش دارند. کلا هرجا در جهان، جرمی در فضای خالی باشد حتما یک شتاب گرانش در اطراف خود دارد که مقدار عددی آن وابسته به جرم آن جسم می باشد. پس در اطراف هر جسمی شتابی وجود دارد. نسبیت عام با این شتابها سر و کار دارد و بیان می کند که هر جسمی که از سطح یک سیاره دور شود زمان برای او کندتر میشود. یعنی مثلا، اگر دوربینی روی ساعت من بگذارند و از عقربه های ساعتم فیلم زنده بگیرند و روی ساعت آدمی که دارد بالا میرود و از سیاره ی زمین جدا میشود هم دوربینی بگذارند و هردو فیلم را کنار هم روی یک صفحه ی تلویزیونی پخش کنند، ملاحظه خواهیم کرد که ساعت من تند تر کار می کند. نسبیت عام نتایج بسیار شگرف و قابل اثبات در آزمایشگاهی دارد. مثلا نوری که به پیرامون ستاره ای سنگین میرسد کمی بسمت آن ستاره خم میشود. سیاهچاله ها هم برپایه همین خاصیت است که کار می کنند. جرم انها بقدری زیاد و حجمشان بقدری کم است که نور وقتی از کنار آنها می گذرد به داخل آنها می افتد و هرگز بیرون نمی آید
.


فرمول معروف انیشتین (دست خط خود
انیشتین)



نظریه نسبیت عام همه ما برای یک‌بار هم که شده گذرمان به
ساعت‌فروشی افتاده است و ساعتهای بزرگ و کوچک را دیده ایم که روی ساعت ده و ده دقیقه قرار دارند. ولی هیچگاه از خودمان نپرسیده ایم چرا؟ انیشتین در نظریه نسبیت خاص با حرکت شتابدار و یا با گرانش کاری نداشت. نخستین موضوعات را در نظریه نسبیت عام خود که در 1915 انتشار یافت مورد بحث قرار داد. نظریه نسبیت عام دید گرانشی را بکلی تغییر داد و در این نظریه جدید نیروی گرانش را مانند خاصیتی از فضا در نظر گرفت نه مانند نیرویی میان پیکرها، یعنی برخلاف آنچه که نیوتن گفته بود! در نظریه او فضا در مجاورت ماده کمی انحنا پیدا می‌کرد. در نتیجه حضور ماده اجرام، مسیر یا به اصطلاح کمترین مقاومت را در میان خمه‌ها (منحنیها) اختیار می‌کردند. با این که فکر انیشتین عجیب به نظر می‌رسید می‌توانست چیزی را جواب دهد که قانون گرانش نیوتن از پاسخ دادن آن عاجز می ماند. سیاره اورانوس در سال 1781 میلادی کشف شده بود و مدارش به دور خورشید اندکی ناجور به نظر می‌رسید و یا به عبارتی کج بود !

نیم سده مطالعه این موضوع را خدشه‌ناپذیر کرده بود. بنابر قوانین نیوتن می
بایست گرانشی برآن وارد شود. یعنی باید سیاره ای بزرگ در آن سوی اورانوس وجود داشته باشد تا از طرف آن نیرویی بر اورانوس وارد شود. در سال 1846 میلادی اخترشناس آلمانی دوربین نجومی خودش را متوجه نقطه ای کرد که «لووریه» گفته بود و بی هیچ تردید سیاره تازه‌ای را در آنجا دید که از آن پس نپتون نام گرفت. نزدیک ترین نقطه مدار سیاره تیر (عطارد) به خورشید در هر دور حرکت سالیانه سیاره تغییر میکرد و هیچ گاه دوبار پشت سر هم این تغییر در یک نقطه ویژه اتفاق نمی‌افتاد. اخترشناسان بیشتر این بی نظمی ها را به حساب اختلال ناشی از کشش سیاره های مجاور تیر (عطارد) می دانستند! مقدار این انحراف برابر 43 ثانیه قوس بود. این حرکت در سال 1845 به وسیله لووریه کشف شد بالاخره با ارائه نظریه نسبیت عام جواب فراهم شد این فرضیه با اتکایی که بر هندسه نااقلیدسی داشت نشان داد که حضیض هر جسم دوران کننده حرکتی دارد علاوه برآنچه نیوتن گفته بود. وقتی که فرمولهای انیشتین را در مورد سیاره عطارد به کار بردند، دیدند که با تغییر مکان حضیض این سیاره سازگاری کامل دارد. سیاره هایی که فاصله شان از خورشید بیشتر از فاصله تیر تا آن است تغییر مکان حضیضی دارند که به طور تصاعدی کوچک می شوند.اثر بخش‌تر از اینها دو پدیده تازه بود که تنها نظریه انیشتین آن‌را پیشگویی کرده بود. نخست آنکه انیشتین معتقد بود که میدان گرانشی شدید موجب کند شدن ارتعاش اتمها می شود و گواه بر این کند شدن تغییر جای خطوط طیف است به طرف رنگ سرخ! یعنی اینکه اگر ستاره ای بسیار داغ باشد و به طوری که محاسبه می کنیم بگوییم که نور آن باید آبی درخشان باشد در عمل سرخ رنگ به نظر می‌رسد کجا برویم تا این اندازه نیروی گرانشی و دمای بالا را داشته باشیم، پاسخ مربوط به کوتوله‌های سفید است.دانشمندان به بررسی طیف (بیناب) کوتوله‌های سفید پرداختند و در حقیقت تغییر مکان پیش بینی شده را با چشم دیدند! نام این را تغییر مکان انیشتینی گذاشتند. انیشتین می گفت که میدان گرانشی پرتوهای نور را منحرف می‌کند چگونه ممکن بود این مطلب را آزمود؟. اگر ستاره ای در آسمان آن سوی خورشید درست در راستای سطح آن واقع باشد و در زمان خورشیدگرفتگی خورشید قابل رؤیت باشد اگر وضع آنها را با زمانی که فرض کنیم خورشیدی در کار نباشد مقایسه کنیم خم شدن نور آنها مسلم است. درست مانند موقعی که انگشت دستتان را جلوی چشمتان در فاصله 8 سانتیمتری قرار دهید و یکبار فقط با چشم چپ و بار دیگر فقط با چشم راست به آن نگاه کنید به نظر می رسد که انگشت دستتان در مقابل زمینه پشت آن تغییر جا می‌دهد ولی واقعاً انگشت شما که جابجا نشده است!

دانشمندان در موقع خورشیدگرفتگی در جزیره پرنسیپ پرتغال واقع در
آفریقای غربی دیدند که نور ستاره ها به جای آنکه به خط راست حرکت کنند در مجاورت خورشید و در اثر نیروی گرانشی آن خم می شوند و به صورت منحنی در می آیند. یعنی ما وضع ستاره ها را کمی بالاتر از محل واقعیش می‌بینیم. ماهیت تمام پیروزیهای نظریه نسبیت عام انیشتین اخترشناختی بود ولی دانشمندان حسرت می کشیدند که ای کاش راهی برای آزمون آن در آزمایشگاه داشتند. نظریه انیشتین به ماده به صورت بسته متراکمی از انرژی نگاه می کرد به همین خاطر می گفت که این دو به هم تبدیل پذیرند یعنی ماده به انرژی و انرژی به ماده تبدیل می شود. E = mc² دانشمندان به ناگاه پاسخ بسیاری از پرسش‌ها را یافتند. پدیده پرتوزایی به راحتی توسط این معادله توجیه شد. کم کم دانشمندان دریافتند که هر ذره مادی یک پادماده مساوی خود دارد و در اینجا بود که ماده و انرژی جدایی‌ناپذیر شدند. تا اینکه انیشتین طی نامه ای به رئیس جمهور آمریکا نوشت که می توان ماده را به انرژی تبدیل کنیم و یک بمب اتمی درست کنیم و آمریکا دستور برپایی سازمان عظیمی را داد تا به بمب هسته‌‌ای دست پیدا کند. برای شکافت هسته اتم اورانیوم 235 انتخاب شد. اورانیوم عنصری است که در پوسته زمین بسیار زیاد است. تقریباً 2 گرم در هر تن سنگ! یعنی از زر (طلا) چهارصد مرتبه فراوانتر است اما خیلی پراکنده. در سال 1945 مقدار کافی برای ساخت بمب جمع شده بود و این کار یعنی ساختن بمب در آزمایشگاهی در « لوس آلاموس » به سرپرستی فیزیکدان آمریکایی «رابرت اوپنهایمر» صورت گرفت. آزمودن چنین وسیله ای در مقیاس کوچک ناممکن بود. بمب یا باید بالای اندازه بحرانی باشد یا اصلاً نباشد و در نتیجه اولین بمب برای آزمایش منفجر شد. در ساعت 5/5 صبح روز 16 ژوئیه 1945 برابر با 25 تیرماه 1324 و نیروی انفجاری برابر 20 هزار تن تی.ان.تی آزاد کرده دو بمب دیگر هم تهیه شد. یکی بمب اورانیوم بنام پسرک با سه متر و 60 سانتیمتر طول و به وزن 5/4 تن و دیگری مرد چاق که پلوتونیم هم داشت. اولی روی هیروشیما و دومی روی ناکازاکی در ژاپن انداخته شد. صبح روز 16 اوت 1945 در ساعت ده و ده دقیقه صبح شهر هیروشیما با یک انفجار هسته‌ای به خاک و خون کشیده شد. با بمباران هیروشیما جهان ناگهان به خود آمد، 160000 کشته در یک روز وجدان خفته فیزیکدان ها بیدارر شد! « اوپنهایمر» مسئول پروژه بمب و دیگران از شدت عذاب وجدان لب به اعتراض گشودند و به زندان افتادند. انیشتین اعلام کرد که اگر روزی بخواهم دوباره به دنیا بیایم دوست دارم یک لوله‌کش بشوم نه یک دانشمند!

 


برچسب ها: نظریه‌های انیشتین(نسبیت عام و خاص)، بزرگان نجوم وفیزیک، نجوم،


icon


زندگینامه انیشتن
icon سه شنبه 11 اسفند 1388 | بازدید : مرتبه icon


انیشتین در 14 مارس 1879 در ساعت 11:300 صبح در یک خانواده یهودی در شهر اولم در ورتمبرگ آلمان، واقع در 100 کیلومتری اشتوتگارت بدنیا آمد. پدرش هرمان انیشتین یک فروشنده بود که بعدها یک کارخانه الکتروشیمیایی را تاسیس کرد. در زمان تولد، مادر آلبرت به خاطر اینکه سر او بسیار بزرگ بود و حالتنی عجیب داشت بسیار نگران بود. هرچند که با رشد او، کم کم بزرگی سرش کمتر به چشم می‌آمد.

یکی دیگر از مشهورترین جنبه‌های کودکی انیشتین این است که او خیلی دیرتر از بچه‌های معمولی صحبت کردن را آغاز کرد. طبق ادعای خود انیشتین، او تا سن سه سالگی حرف زدن را آغاز نکرده بود و بعد از آن هم حتی تا سنین بالاتر از نه سالگی به سختی صحبت می‌کرد. به دلیل پیشرفت کند کلامی انیشتین، و گرایش او به بی‌توجهی به هر موضوعی که در مدرسه برایش خسته کننده بود— و در مقابل توجه صرف او به مواردی که برایش جالب بودند— باعث شده بود که برخی همچون خدمه منزل انیشتین او را کند ذهن بدانند.

او با اصرار مادرش آموزش ویولون می‌دید. اگرچه او از همان ابتدای کار مشق ویولون را دوست نداشت و در نهایت نیز آنرا کنار گذاشت، اما بعدها آرامش عمیق خود را در سوناتای ویلون موتسارت بدست می‌آورد.

وقتی انیشتین پنج ساله بود، پدرش به او یک قطب‌نمای جیبی نشان داد و انیشتین پی برد که در فضای خالی چیزی بر روی سوزن تاثیر می‌گذارد؛ او بعدها این اتفاق را یکی از تحول‌آمیزترین اتفاقات زندگی‌اش توصیف کرد. او برای تفریح مدل‌ها و ماشین درست می‌کرد و از همان ابتدا توانایی ریاضیاتی بالایی از خود نشان می‌داد.

در سال 1989، دانشجویی به نام مکس تالمود ، که به مدت شش سال پنجشنبه شب‌ها به منزل خانواده انیشتین می‌آمد، انیشتین را با مهمترین متون علمی و فلسفی آشنا کرد، که از جمله آنها می‌توان به «نقد خرد ناب» از کانت اشاره کرد. همچنین در اواخر دوران کودکی و اوایل دوران بزرگسالی، دو عموی او با توصیه و تهیه کتابهایی در زمینه علم، ریاضی و فلسفه، به رشد فکری او کمک می‌کردند.

انیشتین در دبیرستان لویتپولد ثبت نام کرد و در آنجا تحصیلات نسبتا پیشرفته‌ای داشت. انیشتین با مطالعه کتاب عناصر اقلیدس، که خودش آنرا «کتاب هندسه مقدس کوچک» لقب داده بود، به قدرت مسلم استدلال قیاسی پی برد.انیشتین در زمانیکه در دبیرستان بود، با مسئولان مدرسه درگیر شد و از سیستم حاکم بر مدرسه ابراز تنفر کرد، چراکه وی معتقد بود روح یادگیری و اندیشه خلاق در لابلای تلاش‌هایی که به یادسپاری نام گرفته‌اند از بین می‌رود.

در سال 1894، در پی ناموفق ماندن کسب‌وکار هرمان خانواده انیشتین از مونیخ به پیوا- شهری در ایتالیا در نزدیکی میلان- مهاجرت کردند. در همان سال یعنی در سن 16 سالگی، او آزمایش ذهنی را که به «آیینه آلبرت انیشتین» شهرت دارد انجام داد. اوپس از خیره شدن به آیینه، آزمایش کرد که اگر با سرعت نور حرکت کند چه اتفاقی برای تصویرش خواهد افتاد؛ نتیجه‌گیری او مبنی بر اینکه سرعت نور مستقل از بیننده اش است، بعدها به یکی از دو فرضیه نسبیت خاص تبدیل شد.

در آزمون ورودی موسسه فدرال پلی تکنیک زوریخ-که امروزه به زوریخ شهرت دارد اگرچه امتیاز آلبرت در بخش ریاضی و علوم عالی شد، اما امتیاز پایین او در بخش ادبیات مانع از قبولی وی شد؛ پس از آن خانواده‌اش او را به آرائو در سوییس فرستادند تا تحصیلاتش را در آنجا به اتمام برساند؛ پس از آن دیگر معلوم بود که آلبرت آنگونه که پدرش می‌خواست مهندس الکترونیک نخواهد شد. او در آنجا به مطالعه تئوری الکترومغناطیس که بسیار کم به آن پرداخته شده، مشغول شد و در سال 1896 دیپلم خود را دریافت کرد. در این مدت او در منزل خانواده پروفسور یاست وینتلر اقامت کرد و در آنجا به عنوان اولین تجربه عاشقانه، به ماری دختر این خانواده علاقمند شد.

در بهار سال 1896، میلوا ماریخ صربستانی که ابتدا در دانشگاه زوریخ در رشته پزشکی اغاز به تحصیل کرده بود، پس از یک ترم به موسسه فدرال پلی تکنیک آمد تا در آنجا به عنوان تنها زن در آن سال، در رشته‌ای که انیشتین درس می‌خواند تحصیلات خود را ادامه دهد. در طی سالهای بعد رابطه ماریخ با انیشتین به یک رابطه عاشقانه تبدیل شد، هرچند که مادر انیشتین به خاطر غیر یهودی بودن، سن بالا و نقص جسمانی ماریخ، به شدت با رابطه آنها مخالف بود.


برچسب ها: زندگینامه انیشتن،


icon


آشنایی با ناسا
icon سه شنبه 11 اسفند 1388 | بازدید : مرتبه icon

ناسا مخفف سازمان هوانوردی و فضایی ملی آمریکا است.

ناسا عهده‌دار و مجری اکثر طرح‌های دولتی آمریكا در زمینه فضا و علوم مربوط به آن است. همچنین ناسا مسئول مدیریت و اجرای پژوهش‌های تجاری و نظامی در زمینه‌ هوافضا است.

این سازمان در ۲۹ ژوئیه سال ۱۹۵۸ تأسیس شد و بودجه آن در سال مالی ۲۰۰۷ برابر ۱۶ میلیارد دلار بود.

طبق اساسنامه ناسا، تمام فعالیت‌های این سازمان در جهت پیشرفت علم است و این سازمان اجازه طراحی یا ساخت هیچ سلاح و یا جنگ‌افزاری را ندارد.

پس از آنکه شوروی سابق با پرتاب اسپوتنیک، اولین ماهواره فضایی جهان، آغازگر عصر فضا شد، دوایت آیزنهاور رییس جمهور وقت آمریكا با ادغام شرکت‌ها و سازمان‌های فعال در زمینه هوا و فضا فرمان تأسیس ناسا را صادر كرد.

پیشرفت شوروی در مسابقه فضایی و فرستادن اولین فضانورد جهان؛ یوری گاگارین به مدار زمین در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی، دولت وقت آمریکا وادار به سرمایه گذاری‌های کلان در امور فضایی شد.

جان اف کندی رئیس جمهور وقت آمریکا در سال ۱۹۶۱ برنامه بلندپروازانه دولت را برای فرستادن فضانورد به ماه اعلام کرد.

پس از ۸ سال کوشش، هزینه کردن ۱۱ میلیارد دلار و کشته شدن ۳ فضانورد در آزمایش آپولو ۱، بالاخره سفینه ماه پیمای آپولو ۱۱ در سال ۱۹۶۹ بر سطح ماه فرود آمد و نیل آرمسترانگ اولین انسانی شد که بر سطح ماه قدم گذاشت.

پس از آن ۶ ماموریت دیگر آپولو ۱۲ تا آپولو ۱۷ به ماه سفر کردند که همه آنها به جز آپولو ۱۳ ماموریت‌‌هایشان را طبق برنامه قبلی به انجام رساندند.

پروژه فضایی آپولو یکی از پروژه های فضایی ناسا در زمان مسابقه فضایی میان شوروی و آمریکا بود. این ماموریت‌ها در سال‌های دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی بوقوع پیوست، و جانشین پروژه جمینای بود، که نهایتا منجر به فرود اولین انسان به کره ماه گردید.

دوره با اهمیت بعدی در فعالیت‌های فضایی ناسا از سال ۱۹۸۱ با پرتاب اولین شاتل فضایی آغاز شد. شاتل فضاپیمایی است که برای حمل بار و ۷ فضانورد به فضا طراحی شده است.

مهم‌ترین تفاوت شاتل با سفینه‌های پیشین قابلیت استفاده مجدد از این فضاپیما است. فضاپیمای شاتل سوار بر موشک به فضا پرتاب می‌شود اما هنگام بازگشت به زمین مانند گلایدر در باند فرودگاه فرود می‌آید.

تا کنون ۶ فروند فضاپیمای شاتل ساخته شده که اولین آن یعنی اینترپرایز صرفاً برای آزمایش در جو زمین ساخته شد و در بخش جدیدالتأسیس موزه هوافضای واشینگتن با نام اودوار هازی (Udvar Hazy) در معرض دید عموم قرار دارد. ۵ شاتل دیگر جمعا اقدام به ۱۲۰ پرواز به فضا کردند که ۱۱۸ مورد از آن با موفقیت انجام شده است.

از ۵ فروند شاتل عملیاتی ناسا، شاتل چلنجر در سال ۱۹۸۶ فقط ۷۳ ثانیه پس از پرتاب به خاطر نقص فنی منفجر شد و تمامی ۷ فضانورد آن از جمله یک معلم کشته شدند.

مجدداً در سال ۲۰۰۳ میلادی، شاتل کلمبیا هنگام بازگشت به زمین به خاطر آسیب دیدگی یکی از بال‌ها منفجر شد و تمامی ۷ فضانورد آن کشته شدند. پس از این ۲ سانحه، ناسا اعلام کرد که فضاپیماهای شاتل را در سال ۲۰۱۰ بازنشست خواهد کرد.

در سال ۲۰۰۴، دو مریخ نورد ناسا در سطح سیاره مریخ فرودآمدند. طراحی سیستم نقلیه این خودروها به گونه‌ای است که در سطح شنی، سنگلاخی و ناصاف امکان حرکت و مانور آنها وجود دارد.

این مریخ نوردها با استفاده از دوربین‌ها و آلات و ادوات دقیقی که به همراه دارند از سال ۲۰۰۴ به کاوش و تحقیق در سطح سیاره سرخ مشغول هستند. این ۲ مریخ نورد در اصل برای ماموریتی چندماهه طراحی شده بودند اما هنوز پس از گذشت چندین سال به کار خود ادامه می‌دهند.

ناسا، سازمان فضایی روسیه، سازمان فضایی اروپا و سازمان فضایی چین امروزه بدنبال بازگشت و تأسیس پایگاه روی کره ماه می‌باشند.

آمریکا با داشتن بودجهٔ چندین برابر بودجهٔ شوروی، سرعت رشد سریع‌تری به پروژه‌های خود داد تا اینکه بالاخره با ارسال آپولو ۱۱ و فرود اولین انسان بر سطح ماه، تنها قمر زمین، آمریکاییان در مسابقه فضایی گوی سبقت را ربودند. آمریکا همچنین به دنبال تاسیس اولین پایگاه خود روی کره ماه می‌باشد.


برچسب ها: آشنایی با ناسا،


icon


تاریخچه سفر به فضا – بخش دوم
icon سه شنبه 11 اسفند 1388 | بازدید : مرتبه icon

همانطور که در بخش گذشته گفته شد آمریکا تصمیم گرفت انسان را به کره ماه برساند دلایلی که برای این کار داشت از این قرار بودند:

۱/مهمترین دلیل حفظ حیثیت و اعتبار دولت آمریکا بود چون در آن هنگام دنیا به دوقسمت سرمایه داری آمریکا و کمونیسنی روسیه تقسیم شده بود و آنها می خواستند به تمام دنیا ثابت کنند که سیستم سرمایه داری بهتر از کمونیستی است .

۲/دفاع از مملکت . زیرا می خواستند در کره ماه یک پایگاه نظامی درست کنند . موشک های را در آنجا مستقر کنند که از روی زمین کسی نتواند آنها را مورد هدف قرار دهد و هرگاه دگمه ایی را فشار دهند موشک از بالا به روی زمین فرود بیاید چون اگر جنگی رخ می داد در همان مرحله ی اول پایگا های نظامی دو طرف از بین می رفت .

۳/کسانی بر این باور بودند که اگرروزی انسان بخواهد به سیارات سفر کند نزدیک ترین جا کره ی ماه است و ماه مقصد اول انسان است .

۴/حس کنجکاوی انسان بود که می خواست بداند در آسمان چه خبر است ؟ به خصوص کره ی ما ه که نزدیک ترین کره ی خاکی به ماست . می توانستند اطلاعات زیادی را جمع آوری کنند تا ببیند ماه و زمین از کجا آمده است . زیرا در آن هنگام همه گمان می کردند که ماه و زمین با هم درست شده اند .

با لا خره جان گلن به فضا رفت و قرار شد ۷ بار به دور مدار زمین بگردد به مدار دوم که رسید سیگنالی را از سفینه دریافت کردند و تصور کردند مشکلی در سفینه به وجود آمده است بعد از سه مدار او بر زمین فرود آمد و بعد از آن معلوم شد سیگنال اشتباهی بوده است و جان گلن سالم به زمین برگشت .

موشکی که جان گلن را به فضا برد موشک اطلس بود . همانطور که در بخش گذشته گفته شد اطلس موشکی بود که دولت آمریکا درست کرده بود تا بمب های اتمی را از قاره ای به قاره ی دیگر ببرد . آنها مجبور شدند اولین آمریکایی را با این موشک به فضا بفرستند . قدرت انفجار این موشک به اندازهی قدرت یک بمب اتم بود زیرا ۹۵ درصد سوخت آن از اکسیژن وهیدروژن بود . البته بعد ها چندین بار این موشک در فضا منفجر شد .

برای رفتن به کره ماه سه مانع وجود داشت که بایستی آنها را حل کنند .

۱/مساله ی اتصال دو سفینه یعنی دو سفینه با سرعت ۲۸ هزار کیلومتر در ساعت در فضا با هم متصل شوند تا فضانوردان از یک سفینه وارد سفینه ی دیگر شود.

۲/اثر فضا در دراز مدت به روی بدن انسان . تا آن هنگام نمی دانستند که بعد از چند روز در خارج از جو چه بلایی به سر انسان می آید و حدس می زدند ممکن است بعد از چند روز چشم ها از جمجمه جدا شوند . زیرا در فضا در حالت بی وزنی هستید . رفت و برگشت به ماه در حدود ۸ روز طول می کشید . البته روس ها این را می دانستند چون از آمریکایی ها جلوتر بودند .

۳/نمی دانستند با لباس فضایی که دارند چگونه در بیرون از جو سفینه کار کنند .

داخل سفینه درست مانند داخل هواپیما است . در ۱۰ هزار متری سطح زمین درجه حرارت بیرون ۶۰- درجه پایین تر از آن چیزی است که ما عادت داریم و فشار داخل هواپیما را بالا می برند .

داخل سفینه هم به همین صورت است ولی فضانورد ها باید بیرون از سفینه کار کنند یا اینکه باید روی سطح ماه راه بروند و چه اثراتی داشت همه مشکلاتی بود که باید حل می کردند .

برای حل این مشکلات پروژه ایی به نام جمی نای (Gemini) درست شد و مهم تر از همه موشک های مخصوصی که باید درست می شد تا تمامی ابزار هایی که لازم داشتند به فضا بفرستند از زمین بلند کند این موشک بزرگترین موشکی بود که تا آن موقع ساخته شده بود به نام SATURN5

راه های مختلف رفتن به کره ی ماه

برای سفر به کره ماه را ه های مختلفی وجود دارد . موشکی درست کنید و سفینه ایی را به روی آن بگذارید و فضانوردهایی را در داخل آن بگذارید و همه از روی زمین بلند شوید و به کره ی ما فرود بیایید و همه دوباره از ماه بلند شوند و به زمین برگردند چیزهایی که برای سفر به سیارات مهم است چه سفینه چه فضانورد موضوع بی وزنی در فضا است در ماه هر یک پوند نیرویی که به سفینه وارد می شود حداقل سه پوند نیرو باید اضافه شود تا فقط از ماه بلند شود اگر از زمین بخواهد بلند شود نیروی بیشتری نیاز دارد بنابراین همین که به فضا می رود ابزار های غیر ضروری را از سفینه جدا می کنند تا وزن سفینه کمتر شود .

راه دیگر صرفه جویی در وزن بود سفینه اول به دور زمین بگردد پروژه ایی درست کرده بودند که ۳ تا ۴ موشک مختلف و هرکدام قسمت های مختلفی از سفینه را به بالاببرند و در مدار زمین باهم وصل کنند و از آنجا به کره ی ماه ببرند . رفتن به کره ی ماه خیلی آسان است وقتی به مدار زمین رسیدید ۲۸ هزار کیلومتر سرعت در ساعت دارید سرعت را باید در حدود ۴۰ هزار کیلومتر در ساعت برسانید تا بتوانید از نیروی جاذبه زمین فرار کنید و به ماه برسید . زیرا هرچه قدر سرعت بیشتر باشد نیروی گریز از مرکز هم بیشتر می شود و به بالاتر می روید و طوری به بالا می روید که بعد از ۳ تا ۴ روز به کره ی ماه می رسید . هنگامی که از مدار دورشدید دیگر سوختی نیاز ندارید و همین که به ماه رسیدید دوباره سوخت نیاز دارید و موشکی نیاز دارید و موشکی نیاز دارید که سرعت را کم کند تا بتوانید در سطح ماه فرود بیایید . تز ماه که بخواهید بالا بیاید دوباره سوخت نیاز دارید و موشکی نیاز دارید که شما را از سطح ماه بلند کند و به زمین برساند البته وقتی که به زمین رسیدید دیگر سوختی نیاز ندارید زیرا اصطکاک میان جو وسفینه نیرویی برخلاف جهت سفینه وارد می کند تا سرعت آن را کم کند .

اول موشک از زمین بلند می شود و به دور زمین می گردد . در مدار زمین زمانی را کامپیوتر ها انتخاب می کنند که سرعت آن را زیاد کنند تا به ماه برسد و بعد از رسیدن به دور مدار ماه می گردد و بعدا سفینه ایی که قرار است فضانورد ها را به سطح ماه فرود بیاورد از سفینه ی اصلی جدا می شود و به سطح ماه می رود در سطح ماه آن قسمتی که لازم ندارند باقی می ماند و این سفینه با فضانورد ها به بالا می آیند و با سفینه ای که به دور ماه می گردد با هم وصل می شوند و با استفاده از تونلی از آن سفینه وارد دیگری شده و با موشکی که روشن می کنند سرعت را زیاد می کنند و از ماه به طرف زمین می آیند .

موشکی که به ماه رفت چهار قسمت بود که سه قسمت اول آن فقط برای این مصرف شد که به ماه برسد . وقتی هرقسمتی کار خودش را انجام دهد وسوخت آن تمام شود از موشک جدا می شود تا وزن موشک را پایین بیاورد . موشکی که انتخاب شد SATURN5 بود. وزن آن در حدود ۲/۵ میلیون کیلوگرم بود . و دارای سه قسمت بود. قسمت اول آن ۵ موشک وقسمت دوم آن ۳ و قسمت سوم آن یک موشک داشت . سفینه آپولو را در مدار زمین قرار داد و قسمت سوم آن دوباره روشن شد که سرعت آن را به ۴۰ هزار کیلومتر در ساعت رساند و به ماه رفت و به مجرد آنکه سرعت آن زیاد شد . قسمت سوم آن نیز جدا می شود و به طرف خورشید می رود .

چیزهایی که برای رفتن به ماه احتیاج داشتند عبارت بودند از :

۱/موشک های مختلف تا سفینه ها را به بالا بیاورد .

۲/دو سفینه نیاز داشتند . یکی آنها را تا مدار ماه ببرد و دیگری سفینه ای بود تا فضانورد ها را به سطح ماه بنشاند به این سفینه (LEM_Lunar Excursin Moudole) می گفتند .

۳/ اطلاعاتی در مورد کره ماه بود. زیرا در آن هنگام نمی دانستند ماه از چه چیزی ساخته شده است . از آنجایی که چهار میلیارد سال است که این شهاب سنگ ها به سطح ماه برخورد می کنند و سنگ های ماه را خرد کردند حدس می زدند که خاک ماه قدری به صورت پودر باشد که اگر چیزی روی سطح ماه برود ممکن است به زیر این خاک برود و عمق این خاک ممکن است ۳ تا ۶ متر با شد .

۴/ جای مسطحی پیدا کنند تا سفینه بتواند در آنجا فرود بیاید .

به همین خاطر دو پروژه به نام های رنجر(Ranger) و سرویر(Surveyer) درست کردند .

رنجر قرار بود به طرف ماه برود و تصاویر نزدیک از سطح ماه بگیرد که چه جاهایی زیاد سنگ و حفره وجود نداشته باشد تا بتوان در آنجا فرود آمد . همین طور که نزدیک ماه می شد مرتب تصاویری از ۲۰۰ تا یک متری سطح بگیرد . شش تا از این سفینه ها قرار بود به سطح ماه برخورد کنند اما متاسفانه یا دوربینشان کار نکرد یا حتی دوتا از این ها ماه را از دست دادند . تا اینکه رنجر ۷ و ۸ و۹ تصاویری را از نزدیک سطح ماه گرفتند .

سفینه ی بعدی که سرویر بود در سطح ماه فرود آمد و تصویری هم فرستاد و برای اولین بار مشخص شد که می توان در سطح ماه فرود آمد . سرویر میتوانست با استفاده از یک بازوی آهنی حفره هایی را ایجاد کند تا درصد پودری خاک ماه را به دست آورد .

برای اولین بار بود که یک موشک فقط برای کارهای فضایی درست شد زیرا تمام موشک های آمریکا و روسیه موشک های نظامی بودند . البته روس ها هم پروژه سفر به ماه خودشان را داشتند ولی متاسفانه هروقت می خواستند موشک را امتحان کنند موشک منفجر می شد .

اما آمریکایی ها تحت نظر ورنر وان براون موشکی را درست کردند که حتی یک عدد از موشک ها چه هنگامی که آزمایش می کردند چه در هنگامی که کار می کرد منفجر نشد .

هنگامی که آپولو را امتحان می کردند سه فضانورد به نام های کاس گریسام و آلدرین ادوین و چفی جان خود را از دست دادند .

گریسام دومین آمریکایی بود که قوسی در فضا زد وبرگشت .

ادوین اولین فضانوردی بود که بیرون از سفینه در فضا راه پیمایی کرد .

چفی هم اصلا به فضا نرفت .

یکی از سیم های الکتریکی داخل سفینه جرقه ایی زد و جو اکسیژن خالص داخل سفینه آپولو فورا آتش گرفت و به فاصله ی ۳۰ ثانیه سفینه که در بالای موشک ساترن بود غرق در آتش شد برای اولین بار بود که در برنامه های فضایی آمریکا شخصی جانش را از دست داد .

البته از سال ۱۹۶۱ قرار شد فضانوردی به ماه برود که تا سال ۱۹۶۸ طول کشید . از طرف دیگر چشم دولت آمریکا و ناسا مرتب به روسیه بود زیرا می ترسیدند که روس ها زودتر از آنها به ماه برسند .

در سال ۱۹۶۸ خبر رسید که بالاخره موشک روس ها آماده شده وقرار است به کره ماه بروند . جلسه ای در ناسا تشکیل شد و اعلام کردند که ما آمادگی سفر به کره ماه را نداریم زیرا آن قسمتی که LEM نام داشت و قرار بود فضانورد ها را از مدار ماه به سطح ماه بیاورد و برگرداند هنوز آماده نبود .

تصمیم گرفتند آپولو را به بالای یکی از موشک های ساترن بگذارند و به مدار ماه بفرستند و دوباره آن را برگردانند و به تمام مردم اعلام کنند آمریکا اولین کسی بود که به ماه رسید

سه فضانورد به نام های ویلیام اندرس (William Anders) و فرانک بورمن (Frank Borman) و جیمز لاول (James Lovell) را انتخاب کردند .

البته همانطور که می دانید همیشه یک طرف ماه به زمین است وپشت آن را تا آن هنگام کسی ندیده بود زیرا هر یک ماهی که طول می کشد تا ماه یک بار به دور زمین بگردد یک بار هم به دور خودش می گردد . روس ها یک سفینه فرستادند که توانست از پشت ماه عکس بگیرد .

در کریسمس سال ۱۹۶۸ این سه فضانورد با آپولو ۸ به مدار ماه رفتند و برای اولین بار از فاصله ی ۸۰ کیلومتری از کوه ها و حفره های طح ماه فیلمبرداری کردند وتوانستند تصویر طلوع زمین را ببینند .

نکته بسیار مهمی که هنگام برگشت به زمین باید به آن توجه می شد این است که فاصله ی ماه تا زمین ۴۰۰ هزار کیلومتر است از این فاصله باید سرعت و مسیر سفینه طوری دقیق باشد که وارد یک زاویه ۵ درجه ایی شود اگر مقداری بالاتربیاید پس از برخورد به جو به بیرون پرت می شود و برای همیشه به طرف خورشید می رود و اگر مقداری پایین تر بیاید پس از برخورد با جو می سوزد درست مثل اینکه یک سنگ را افقی به روی سطح آب پرت کنید به محض برخورد با سطح آب به بالا پرت می شود .

آمریکایی ها مجبور بودند اتصال دو سفینه در فضا را کامل کنند همانطور که گفتیم برای این کار پروژه ی جمی نای را درست کردند سفینه جمی نای را با دو سرنشین به روی موشک اطلس گذاشتند و به فضا فرستادند .برای اولین بار بود که دو سفینه نزدیک یکدیگر شدند . از دو سفینه جمی نای که به فضا رفتند یکی به پایین آمد و دیگری در فضا باقی ماند زیرا آنها نمی دانستند بدن انسان بعد از ۵ تا ۱۵ روز در آن محیط معلق چه حالتی را پیدا می کند . در سطح زمین قلب انسان در مسیری خلاف جاذبه خون را به مغز می فرستد ولی اگر در فضا باشیم قلب شما چه طور حس می کند که نیروی جاذبه وجود ندارد آیا تپش قلب سریعتر یا کندتر می شود

در آن هنگام این دو فضانورد را به مدت ۱۴ روز در فضا گذاشتند مشخص شد که استخوان بدن پوک می شود و هرکسی که برای مدت یک ماه در فضا باشد هنگامی که به زمین بر می گردد باید در حدود ۶ ماه ورزش و فیزیوتراپی انجام دهد .

خوشبختانه همه چیز به خوبی تمام شد و معلوم شد که حتی بعد از ۱۵ روز حضور در فضا وقتی بر می گردید می توانید به زندگی ادامه دهید .

با آپولو ۸ فقط به دور ماه رفتند و برگشتند اما آپولو ۹ و ۱۰ خاصیت به خصوصی داشت آپولو ۱۰ به دور مدار ماه گشت LEM را آز آپولو جدا کردند و به پایین آمد ولی در سطح ماه فرود نیامد و دوباره به بالا آمد تا با آپولو وصل شود تا قسمت آخر پرواز را هم کامل کنند نوبت به آپولو ۱۱ رسید تا اولین انسان را به کره ماه ببرد……..


برچسب ها: تاریخچه سفر به فضا – بخش دوم،


icon