تبلیغات
اخبار نجوم - مطالب اسفند 1388
تبلیغات شما
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تاریخچه سفر به فضا – بخش اول
icon سه شنبه 11 اسفند 1388 | بازدید : مرتبه icon طبقه بندی: تا ریخچه سفر به فضا، 

رای رفتن به فضا در درجه ی اول باید دانست فضا کجاست ؟ فضا به جایی گفته می شود که جو زمین تمام شود و بعد از آن خلاء شروع شود.

۸۰ کیلومتر بالاتر از سطح زمین را فضا می نامند . زیرا چگالی جو به قدری پایین آمده است که اگر به آنجا برسید. آسمان را آبی نخواهید دید بلکه آسمان را به رنگ سیاه می بینید به این دلیل آسمان در روی زمین به رنگ آبی است هنگامی که نور خورشید به جو زمین برخورد می کند اتم های ازت که در جو زمین وجود دارند تمام طیف های رنگ نور خورشید را جذب می کنند و تنها طیف نور رنگ آبی را از خودشان بیرون می دهند .
برای اینکه انسان و یا هر شیئی بتواند در مدار زمین باقی بماند باید حداقل ۱۷۰ تا ۱۸۰ کیلومتر در بالای زمین قرار گیرد تا بتواند در مدار زمین به حرکت در آید.

ihw-۲.jpg

X15

اولین سفر به فضا موشکی به نام X15 بود که در جلوی این موشک کابینی برای خلبان گذاشته بودند و موشک دیگری را در بدنه ی این موشک تعبیه کرده بودند. این موشک را در زیر بال یک هواپیمای بمب افکن بزرگ B52 گذاشته بودند . این موشک را به ده کیلومتر بالای سطح زمین بردند و آن را از هواپیما جداکردند هنگامی که موشک با سرعت رو به جلو می رفت موشک دوم که در بدنه ی موشک X15 تعبیه شده بود روشن شد و به فضای ۵۰ کیلومتر بالای سطح زمین رسید بعد از طی کردن قوسی به زمین برگشت . خلبان این موشک آقای اسکات کراس فیلد بود. اطلاعاتی که از این پرواز به دست آورده بودند اطلاعاتی بود که لازم داشتند تا بعد ها سفینه هارا می خواستند به زمین برگردانند بدانند اصطکاکی که سفینه با جو با سرعت زیاد ایجاد می کند چگونه است. البته سرعت x15 هیچوقت به سرعت سفینه ها نرسید . حداقل سرعت سفینه ۲۸ هزار کیلومتر در ساعت است و سرعت x15 در حدود ۱۱ هزار کیلومتر در ساعت بود.

آمریکایی ها هیچگاه فکر نمی کردند که روسها از نظر تکنولوژی آنقدر پیشرفت کنند که بتوانند زودتر از آنها ماهواره به فضا بفرستند . این واقعا افتخار بزرگی برای دولت روسیه بود دلیل اینکه روسها توانستند اولین ماهواره را به فضا بفرستند این بود که در علم اتم از آمریکاییها عقب تر بودند شش سال قبل از آنکه روسها بتوانند بمب اتم درست کنند آمریکاییها به آن دست یافته بودند . بمب اتم خاصیتی دارد که باید وزن پایین بیاید و نیرو بالا برود. آمریکاییها در طول این ۶ سال این کار را انجام داده بودند . وزن بمب های اتمی آمریکا خیلی کمتر بود . بنابراین موشک هایی درست کردند که بمب های اتم را از آمریکا به روسیه ببرد چون در آن زمان تنها دشمن آمریکا روسیه بود موشک ها تقریبا موشک های سنگین و بزرگی نبودند.

Atlas

دو موشک مزبور Redstone وAtlas نام داشت . موشک رد استون قرار بود بمب های اتمی را از اروپا به روسیه ببرد و موشک اطلس قرار بود که بمب هارا از آمریکا به روسیه ببرد و هر دو موشک قاره پیما بودند آمریکاییها در جنگ دوم جهانی برای بمب باران لندن از موشک های Redstone و Atlasکه بر پایه تکنولوژیV1 و V2 بود استفاده می کردند. در آن هنگام که بمب اتم درست شده بود آنها سعی داشتند تا کاری انجام دهند که با هواپیما بمب ها را جابه جا نکنند . زیرا سرعت هواپیما در حدود ۱۶۰۰ کیلومتر در ساعت بود و ساعت ها طول می کشید تا از اروپا به بالای مسکو برود.

آمریکاییها درتلاش بودند تا موشک درست کنند زیرا موشک قادر است در طول ۲۰ تا ۴۰ دقیقه بمب اتم را از مملکتی به مملکت دیگر ببرد . هنگامی که جنگ دوم جهانی آغاز شد تیمی که برای آمریکا موشک درست می کردند در محلی به نام پینو مونده مستقر بودند . پینو مونده نزدیک روسیه بود و قوای روسیه قبل از آمریکاییها این مکان را در اختیار گرفتند. موشک و طراحان موشک را با خودشان به روسیه بردند .

Wernher von braun

روسها از سال ۱۹۴۵ به بعد شروع به ساختن موشک کرده بودند از آن جایی که بمب اتم روسها جلوتر از آمریکاییها نبود خیلی سریعتر بود و مجبور بودند که موشک های قوی درست کنند . رئیس تیم آلمان ها آقای ورنر وان براون(Wernher von braun) بود . که قبل از حمله ی روسها از آن محل فرار کرده بودو ۸عدد موشک v2 را با خودش برده بود. بعد از آن آمریکاییها تیمی به سرپرستی آقای وان براون درست کردند .موشکی که وان براون درست کرده بود موشک رد ستون بود . از آنجایی که بمب اتم آمریکاییها وزن زیادی نداشت ردستونبه نیرومندی موشک روسها که آن را از آلمان ها درست کرده بودند نبود. هنگامی که زمان فرستادن ماهواره ها به فضا فرارسید آقای وان براون به رئیس جمهور آن زمان آمریکا آقای آیزن هاور گفت که من می توانم با موشکی که در اختیارم دارم در یک هفته ماهواره ای را به فضا بفرستم اما آیزن هاور مخالفت کرد . از آنجایی که آمریکا سیاست به خصوصی داشت نیروی دریایی آمریکا را انتخاب کردند تا موشکی درست کنند تا اولین ماهواره آمریکایی را در مدار زمین قرار دهد.

Sputnik

نا گهان در دهم اکتبر ۱۹۵۷ تمام رادیو ها و تلویزیون ها اعلام کردند که روسها یک ماهواره به دور زمین فرستادند قبل از اینکه آمریکاییها بتوانند ماهواره ی خود را به فضا بفرستند . این ماهواره اسپوتنیک(Sputnik) نام داشت . اسپوتنیک توپی فلزی به قطر ۵۸ سانتی متر و به وزن ۸۳ کیلوگرم بود که دارای ۴ آنتن و در داخل آن یک فرستنده ی رادیویی وجود داشت و همینطور که به دور زمین می رفت دائم صدایی بوق مانند از خودش منتشر می کرد تا تمام دنیا گوش کنند و بفهمند که تکنولوژی روسها به دور زمین رسیده است . پس از ۲۹ روز اسپوتونیک وارد جو زمین شد و در جو سوخت .

تاریخچه ی سفر به فضا ازاکتبر سال ۱۹۵۷ شروع شد .

Explorer

این موضوع نگرانی شدیدی در دولت آمریکا به وجود آورد آیزن هاور رئیس جمهور آمریکا خواست تا طرحی را پایه ریزی کند که نه تنها به روسها برسد بلکه از آنها جلوتر برود این جریان همچنان ادامه داشت ورنر براون همچنان سعی داشت که با موشک رد استون اولین ماهواره را به فضا بفرستد و همچنان مخالفت می کردند تا اینکه آمریکا اعلام کرد ونگارد آماده فرستادن به فضا است . همه دنیا سال ۱۹۵۸ را سال زمین اعلام کردند. و دولت آمریکا پروژه ایی تحت عنوان (vanguard) درست کرده بود تا ماهواره کوچکی به فضا بفرستد . این اولین تلاشی بود که آمریکاییها انجام دادند تا ونگارد را به فضا بفرستند اما ونگارد حتی از سکوی پرتاب هم بلند نشد و در همان جا منفجر شد این ناکامی فاجعه بزرگی بود. بالاخره آیزن هاور تسلیم وان براون شد و قبول کرد تا ردستون اولین ماهواره ی آمریکایی که اکسپلورر(Explorer) نام داشت را به فضا بفرستد و اکسپلورر را به روی موشک رد استون قرار دادند .

سفینه هایی که به مدار زمین می روند هنگامی که به فضا برسند و از موشک جداشوند بعد از آنکه به سرعت ۲۸ هزار کیلومتر در ساعت رسیدند دیگر نیرو و موتوری نیاز ندارند تا آنها را در مدار زمین نگه دارد . در واقع اگر شما سنگی را در هرجا از زمین به صورتی افقی و با سرعتی معین پرت کنید یک مسیر منحنی را طی می کند و به روی سطح زمین می افتد . اگر شما محاسبه ای انجام دهید و همان سنگ را در حدود ۱۸۰ کیلومتر به بالا برده و یک سرعت افقی ۲۸ هزار کیلومتر در ساعت به این سنگ بدهید این سنگ در حال افتادن است . ولی طوری می افتد که مسیر منحنی آن درست به اندازه ی مدار زمین است و برای همیشه در حال افتادن خواهد بود . اگر سرعت آن را زیاد کنیم قوس بیشتری خواهد یافت و از زمین دور خواهد شد و اگر سرعت آن را کم کنیم وارد جو زمین خواهد شد .

در آمریکا سازمان هوانوردی وجود داشت تصمیم گرفتند سازمان هوانوردی و فضا نوردی را تاسیس کنند و آن را NASA نام نهادند(National Aeronautic and Space Administration) اولین کاری که این سازمان انجام داد ساخت یک سفینه و انتخاب فضانورد ها بود . تا اولین فضانورد را قبل از روسها به مدار زمین برسانند . زیرا روسها فضانوردی به مدار نفرستاده بودند . هرچند بعد از اسپوتنیک سفینه ی کوچکی را درست کردند و در داخل آن سگی به نام لایکا گذاشته و به فضا فرستادند و ۸ بار به دور زمین گردش کرد هنگامی که به زمین برگشت سگ مرده بود و اعلام کردند هنگامی که سفینه وارد جو زمین شد فشاری که به روی سگ آمد نتوانست تحمل کند . ولی در سال ۲۰۰۰ مشخص شد که این سگ در ۱۵ دقیقه اول مرد . زیرا سفینه سگ به قدر کوچک بود که آن را در داخل سفینه بسته بودند و به قدری تقلا کرده بود که درجه حرارت زیاد شد و بعد از ۱۵ دقیقه لایکا مرد .

ناسا تصمیم گرفت تا بر اساس پروژه ای به نام مر کوری(Mercury) قبل از روسها فضانورد هایی به مدار زمین بفرستد و هفت فضانورد را برای این پروژه انتخاب کرد:

۱/آلن شپرد (Alan Shepard)

اولین کسی بود که در پروژه مرکوری به فضا رفت و بعد از یک حرکت قوسی در آسمان به زمین برگشت درست مانند پرواز x15 . فقط در حدود ۸۰ کیلومتر به بالا رفت و بعد در طی کردن مسافت ۱۵۰ کیلومتر به پایین آمد . بعد از آن آزمایشی به روی بدن او انجام دادند . و مشخص شد که گوش او دچار مشکل شده است و به او اجازه ی پرواز با هیچ سفینه ایی را ندادند و عنوان رئیس فضانورد ها را به او دادند . او از شهرتی که بدست آورده بود پولدار شد و خودش را مداوا کرد بعد از ۱۲ سال در یکی از پرواز هایی که آپولو ۱۴ داشت خودش را برای این پرواز انتخاب کرد براساس آزمایش های پزشکی هیچ مشکلی به لحاظ شنوایی نداشت . از آن گروه هفت نفره او تنها فضانوردی بود که به کره ماه رفت .

۲/ویرگیل گریسام (virgil Grissom)

فضانوردی بود که بعد از آلن شپرد پرواز قوسداری به فضا داشت بعد از آن در پروژه جمی نای که بعدا به آن خواهیم پرداخت یکی دو پرواز داشت . هنگامی که سفینه آپولو را که قرار بود بشر را به ماه ببرد روی یک موشک امتحان می کردند گریسام به همراه دو فضانورد دیگر به نامهای چفی و ادوین در آن سفینه جان خود را از دست داد

۳/جان کلن (John Glenn)

اولین آمریکایی بود که به مدار زمین رفت و بعد از آن او برای سازمان ناسا مهره ای با ارزش بود دیگر به او اجازه ی هیچ پروازی را ندادند تا اینکه او سناتور شد و در سن ۷۶ سالگی دوباره ناسا اورا به مدار فرستاد از آنجا که از نفوذ و اعتبار بالایی برخوردار بود پروژه ایی طراحی کرد که فعل و انفعالات بدن یک فضانورد ۷۶ ساله در فضا مورد بررسی قرار گرفت . جان گلن ۷۶ ساله برای این پروژه دوباره به فضا رفت .

۴/اسکات کارپنتر (Scott Carpenter)

عاقبت خوبی در ناسا نداشت او دومین فردی بود که بعد از جان گلن به فضا رفت در فضا به حرف کسانی که در اتاق کنترل بودند گوش نمی داد و خودسر سفینه را هدایت می کرد و ۱۰ کیلومتر دور تر از جایی که قرار بود فرود بیاید فرود آمد . او با خودسری هایش جان خود و سرنوشت پروژه را به خطر انداخته بود بعد از اولین پروژه اورا از ناسا اخراج کردند و به زیر دریا فرستادند . در زیر دریا مکانی ساختند که انسان برای مدت ۵ الی ۶ ماه در آنجا زندگی کند تا ببیند بعد از این مدت بدن انسان چه حالتی پیدا می کند .

۵/گردن کوپر(Gorden Cooper)

یکی از موفق ترین فضانورد هایی بود که در پروژه مرکوری یک دور به مدار زمین رفت و در پروژه های بعدی نیز حضور داشت .

۶/والتر شیرا (Walter Schirra)

در پروژه جمی نای اولین کسی بود که دو سفینه را که سرعت آنها ۲۸ هزار کیلومتر در فضا است با هم اتصال داد این کار بی اندازه مهمی بود که انجام داد مخصوصا برای رفتن به ماه چنین کاری نیاز بود در غیر این صورت هرگز نمی توانستند به ما بروند .

۷/دیگس لیتون

اصلا به فضا نرفت زیرا مشکلی در قلب او ایجاد شده بود که نمی توانست به فضا برود در سال ها بعد هنگامی که روس ها و آمریکایی ها شروع به همکاری کردند دیگس لیتون را به ایستگاه فضایی sky lab فرستادند .

هدف از درست کردن پروژه مرکوری این بود که اولین انسان را به مدار برساند که با موفقیت همراه نبود در دوازدهم آوریل ۱۹۶۱ روس ها اولین فضانورد را به فضا فرستادند این فضانورد روسی یوری گاگارین (Yuri Gagarin) نام داشت . در ۲۷ مارس ۱۹۶۸ گاگارین به همراه سریوگین در یک حادثه هوایی با یک هواپیمای دو نفره جانش را از دست داد .

در ۲۱ آوریل ۱۹۶۱ آلن شپرد به داخل کپسول مرکوری که آمریکایی ها درست کرده بودند رفت تا اولین آمریکایی به مدار زمین برود . مرکوری را روی موشک رداستون قرار دادند این موشک خیلی کوچکتر از موشکی بود که یوری گاگارین را به فضا برده بود زیرا این موشک به اندازه ایی نیرو داشت تا سفینه مرکوری را به ۱۲۰ کیلومتری فضا پرتاب کند و نمی توانست سعت ۲۸ هزار کیلومتری در ساعت را به سفینه بدهد تا آن را به ۱۸۰ کیلومتری بالای زمین برساند البته آلن شپرد کار بسیار مهمی انجام نداد زیرا قبل از آن اسکات کارپنتر همین کار را انجام داده بود از آنجایی که برنامه های فضایی اهمیت زیادی پیدا کرده بود مدال افتخاری را به او دادند .

قبل از عزیمت جان گلن به فضا روس ها اولین فضانورد زن به نام والنتینا ترشکووا و اولین فضانورد مرد را به فضا فرستاده بودند . فضانوردی به نام تی تاف را به مدار فرستادند که ۱۷ بار به دور مدار زمین رفت و یک مدال بزرگی را درست کرده بود به ماه فرستاد و با سطح آن برخورد کرد .

رئیس جمهور جدید آمریکا جان کندی تمام مشاوران خود را برای تهیه پروژه تازه ایی که روس ها هنوز آن را انجام نداده بودند جمع کرد پس از پژوهش های فراوان بر آن شدند تا یک فضانورد را به کره ی ماه بفرستند کاری که روس ها هنوز موفق به انجام آن نشده بودند آنها طرح ریزی نقشه ای برای سفر انسان به کره ی ما و برگشتش به زمین را آغاز کردند………


برچسب ها: تاریخچه سفر به فضا – بخش اول، تاریخچه سفر به فضا، نجوم،


icon


فضا (Space)
icon سه شنبه 11 اسفند 1388 | بازدید : مرتبه icon

مقدمه


تصویر
واژه‌ای است که در زمینه‌های متعدد و رشته‌های گوناگون از قبیل فلسفه ، جامعه‌شناسی ، معماری و شهرسازی بطور وسیع استفاده می‌شود. لیکن تکثّر کاربرد واژه فضا به معنی برداشت یکسان از این مفهوم در تمام زمینه‌های فوق نیست، بلکه تعریف فضا از دیدگاههای مختلف قابل بررسی است.

مطالعات نشان می‌دهد با وجود درک مشترکی که به نظر می‌رسد از این واژه وجود دارد، تقریباً توافق مطلقی در مورد تعریف فضا در مباحث علمی به چشم نمی‌خورد و این واژه از تعدد معنایی نسبتاً بالایی برخوردار است و تعریف مشخص و جامعی وجود ندارد که دربرگیرنده تمامی جنبه‌های این مفهوم باشد. فضا یک مقوله بسیار عام است. فضا تمام جهان هستی را پر می‌کند و ما را در تمام طول زندگی احاطه کرده‌ است و ... .
فضا ماهیتی جیوه مانند دارد که چون نهری سیال ، تسخیر و تعریف آن را مشکل می‌نماید. اگر قفس آن به اندازه کافی محکم نباشد، به راحتی به بیرون رسوخ می‎کند و ناپدید می‌شود. فضا می‌تواند چنان نازک و وسیع به نظر آید که احساس وجود بعد از بین برود (برای مثال در دشتهای وسیع ، فضا کاملاً بدون بعد به نظر می‌رسد) و یا چنان مملو از وجود سه بعدی باشد که به هر چیزی در حیطه خود مفهومی خاص بخشد.

با اینکه تعریف دقیق و مشخص فضا دشوار و حتی ناممکن است، ولی فضا قابل اندازه‌گیری است. مثلاً می‌گوییم هنوز فضای کافی موجود است یا این فضا پر است. نزدیکترین تعریف این است که فضا را خلأی در نظر بگیریم که می‌تواند شیء را در خود جای دهد و یا از چیزی آکنده شود. نکته دیگری که در مورد تعریف فضا باید خاطر نشان کرد، این است که همواره بر اساس یک نسبت که چیزی از پیش تعیین شده و ثابت نیست، ارتباطی میان ناظر و فضا وجود دارد. بطوری‌ که موقعیت مکانی شخص ، فضا را تعریف می‌کند و فضا بنا به نقطه دید وی به صورتهای مختلف قابل ادراک می‌باشد.

سیر تحول تاریخی مفهوم فضا

فضا مفهومی است که از دیرباز توسط بسیاری از اندیشمندان مورد توجه قرار گرفته و در دوره‌های مختلف تاریخی بر اساس رویکردهای اجتماعی و فرهنگی رایج ، به شیوه‎های گوناگون تعریف شده است. مصریها و هندیها با اینکه نظرات متفاوتی در مورد فضا داشتند، اما در این اعتقاد اشتراک داشتند که هیچ مرز مشخصی بین فضای درونی تصور (واقعیت ذهنی) با فضای برونی (واقعیت عینی) وجود ندارد. در واقع فضای درونی و ذهنی رویاها ، اساطیر و افسانه‌ها با دنیای واقعی روزمره ترکیب شده بود.

آنچه بیش از هر چیز در فضای اساطیری توجه را به خود معطوف می‌کند، جنبه ساختی و نظام یافته فضاست، ولی این فضای نظام یافته مربوط به نوعی صورت اساطیری است که برخاسته از تخیل آفریننده‌ می‌باشد. در زبان یونانیان باستان ، واژه‌ای برای فضا وجود نداشت. آنها بجای فضا از لفظ مابین استفاده می‌کردند. فیلسوفان یونان فضا را شیء بازتاب می‌خواندند.


  • افلاطون مسئله را بیشتر از دیدگاه تیمائوس (Timaeus) بررسی کرد و از هندسه به عنوان علم الفضاء برداشت نمود، ولی آن را به ارسطو واگذاشت تا تئوری فضا (توپوز) را کامل کند.

  • از نظر ارسطو فضا مجموعه‌ای از مکانهاست. او فضا را به عنوان ظرف تمام اشیاء توصیف می‌نماید. ارسطو فضا را با ظرف قیاس می‌کند و آن را جایی خالی می‌داند که بایستی پیرامون آن بسته باشد تا بتواند وجود داشته باشد و در نتیجه برای آن نهایتی وجود دارد. در حقیقت برای ارسطو فضا محتوای یک ظرف بود.

  • لوکریتوس (Lucretius) نیز با اتکاء به نظریات ارسطو ، از فضا با عنوان خلاء یاد نمود. او می‌گوید: همه کائنات بر دو چیز مبتنی است: اجرام و خلاء، که این اجرام در خلاء مکانی مخصوص به خود را دارا بوده و در آن در حرکت‌اند. در یونان و بطور کلی در عهد باستان دو نوع تعریف برای فضا مبتنی بر دو گرایش فکری قابل بررسی است:

تعریف افلاطونی که فضا را همانند یک هستی ثابت و از بین نرفتنی می‌بیند که هرچه بوجود آید، داخل این فضا جای دارد. تعریف ارسطویی که فضا را به عنوان Topos یا مکان بیان می‌کند و آن را جزئی از فضای کلی‌تر می‌داند که محدوده آن با محدوده حجمی که آن را در خود جای داده است، تطابق دارد. تعریف افلاطون موفقیت بیشتری از تعریف ارسطو در طول تاریخ پیدا کرد و در دوره رنسانس با تعاریف نیوتن تکمیل شد و به مفهوم فضای سه‌بعدی و مطلق و متشکل از زمان و کالبدهایی که آن را پر می‌کنند، درآمد.
  • جیوردانو برونو (Giordano Bruno): در قرن شانزدهم با استناد به نظریه کپرنیک ، نظریه‌هایی در مقابل نظریه ارسطو عنوان کرد. به عقیده او فضا از طریق آنچه در آن قرار دارد (جداره‌ها) ، درک می‎شود و به فضای پیرامون یا فضای مابین تبدیل می‌گردد. فضا مجموعه‌ای است از روابط میان اشیاء و آنگونه که ارسطو بیان داشته است، حتماً نمی‎بایست که از همه سمت محصور و همواره نهایتی داشته باشد.

    در اواخر قرون وسطی و رنسانس ، مجدداً مفهوم فضا بر اساس اصول اقلیدسی شکل گرفت. در عالم هنر ، جیوتو نقش مهمی را در تحول مفهوم فضا ایفا کرد، بطوری‌که او با کاربرد پرسپکتیو بر مبنای فضای اقلیدسی ، شیوه جدیدی برای سازمان‎ دهی و ارائه فضا ایجاد کرد.

دوره رنسانس

با ظهور دوره رنسانس ، فضای سه ‌بعدی به عنوان تابعی از پرسپکتیو خطی معرفی گردید که باعث تقویت برخی از مفاهیم فضایی قرون وسطی و حذف برخی دیگر شد. پیروزی این شکل جدید از بیان فضا باعث توجه به وجود اختلاف بین جهان بصری و میدان بصری و بدین ترتیب تمایز بین آنچه بشر از وجود آن آگاه است و آنچه می‌بیند، شد.

در قرون هفدهم و هجدهم ، تجربه‌گرایی باروک و رنسانس ، مفهوم پویاتری از فضا را بوجود آورد که بسیار پیچیده‌تر و سازماندهی آن مشکلتر بود. بعد از رنسانس به تدریج مفاهیم متافیزیکی فضا از مفاهیم مکانی و فیزیکی آن جدا و بیشتر به جنبه‌های
متافیزیکی آن توجه شد، ولی برعکس در زمینه‌های علمی ، مفهوم مکانی فضا پر رنگتر گشت.

نظریه دکارت

دکارت از تأثیرگذارترین اندیشمندان قرن هفدهم ، در حدفاصل بین دوران شکوفایی کلیسا از یک ‌سو و اعتلای فلسفه اروپا از سویی دیگر ، می‌باشد. در نظریات او بر خصوصیت متافیزیکی فضا تأکید شده‌است، ولی در عین حال او با تأکید بر فیزیک و مکانیک ، اصل سیستم مختصات راست ‌گوشه (دکارتی) را برای قابل شناسایی کردن فاصله‌ها بکار برد که نمودی از فرضیه مهم اقلیدس درباره فضا بود. در روش دکارتی همه سطوح از ارزش یکسانی برخوردارند و اشکال به عنوان قسمتهایی از فضای نامتناهی مطرح می‌شوند. تا پیش از دکارت ، فضا تنها اهمیت و بعد کیفی داشت و مکان اجسام به کمک اعداد بیان نمی‌شد. نقش عمده او دادن بعد کمی به فضا و مکان بود

نظریات لایب‌نیتز و نیوتن

لایب‌نیتز از طرفداران نظریه فضای نسبی بود و اعتقاد داشت، فضا صرفاً نوعی سیستم است که از روابط میان چیزهای بدون حجم و ذهنی تشکیل می‌شود. او فضا را به عنوان نظام اشیای همزیست یا نظام وجود برای تمام اشیایی که همزمان‌ هستند، می‌دید. بر خلاف لایب‎نیتز ، نیوتن به فضایی متشکل از نقاط و زمانی متشکل از لحظات باور داشت که وجود این فضا و زمان مستقل از اجسام و حوادثی بود که در آنها قرار می‌گرفتند.

در اصل ، او قائل به مطلق بودن فضا و زمان (نظریه فضای مطلق) بود. به عقیده نیوتن فضا و زمان اشیایی واقعی و ظرفهایی به گسترش نامتناهی هستند. درون آنها کل توالی رویدادهای طبیعی در جهان ، جایگاهی تعریف شده می‌یابند. بدین ترتیب حرکت یا سکون اشیاء در واقع به وقوع می‌پیوندد و به رابطه آنها با تغییرات دیگر اجسام مربوط نمی‌شود.

نظریه کانت

1800 سال بعد از ارسطو ، کانت فضا را به عنوان جنبه‌ای از درک انسانی و متمایز و مستقل از ماده ، مورد توجه قرار داد. او جنبه‌های مطلق فضا و زمان در نظریه نیوتن را از مرحله دنیای خارجی تا ذهن انسان گسترش داد و نظریات فلسفی خود را بر اساس آنها پایه‌گذاری کرد. به عقیده کانت ، فضا و زمان مسائل مفهومی و شهودی هستند که دقیقاً در ذهن انسان و در ساختار فکری او جای دارند و از ارگانهای ادراک محسوب می‌شوند و نمی‌توانند قائم به ذات باشند.

فضا مفهومی تجربی و حاصل تجارب بدست آمده در دنیای بیرونی نیست. می‌توانیم صرفاً فضا را از دیدگاه انسان تعریف کنیم. فرای وضعیت ذهنی ما ، باز نمودهای فضا به هر شکلی که باشد، معنایی ندارد، چون که نه نشانگر هیچ یک از ویژگیها و مقادیر فضاست و نه نشانی از آنها در رابطه‌شان با یکدیگر. بدین ترتیب و با این دیدگاه آن چه ما اشیای خارجی می‌نامیم، هیچ چیز دیگری جز نمودهای صرف احساسهای ما نیستند که شکلشان فضاست.

دیدگاه هگل

هگل به حقیقت فضا و زمان معتقد نبود. در نظر او زمان صرفاً توهمی است که ناشی از عدم توانایی ما در دیدن کل است. در فلسفه برگسون نیز فضا به عنوان مشخصه ماده از قطع جریانی برمی‌خیزد که حقیقت است. برعکس زمان خصوصیت اساسی زندگی یا ذهن است. به عقیده او زمان ، زمان ریاضی نیست، بلکه تجمع همگن لحظات است و زمان ریاضی در واقع شکلی از فضاست.



img/daneshnameh_up/5/5e/origins.jpg




فضا در فیزیک

تعریف فضا در فیزیک مورد اختلاف است. عقاید متنوعی که برای تعریف فضا استفاده شده‌اند شامل موارد ذیل می‌باشند:
  • ساختاری که با یک مجموعه از "ارتباطات فاصله‌ای" بین اشیاء تعریف شده است.

  • یک مانیفولد که بوسیله یک سیستم مختصات (جایی که یک شیئ می‌تواند قرار گیرد( تعریف شده باشد.
  • یک نهاد که تمام اشیاء موجود در جهان را از تماس با یکدیگر باز می‌دارد.

در فیزیک کلاسیک ، فضا یک فضای اقلیدسی سه بعدی است، جایی که هر موقعیتی با استفاده از سه مختصات توصیف می‌شود. فیزیک نسبیت از فضا-زمان بجای فضا استفاده می‌نماید، فضا-زمان به صورت یک مانیفولد چهار بعدی مدل شده است. سوالات فلسفی درباره فضا شامل:

آیا فضا مطلق یا بصورت خالص نسبیتی است؟ آیا فضا یک هندسه صحیح دارد یا اینکه هندسه فضایی فقط یک قرار داد است؟ شخصیتهای برجسته تاریخی مثل
آیزاک نیوتن (Isaac Newton) (فضا مطلق است) ، لایب نیتز Gottfried Leibniz (فضا نسبیتی است) و هنری پوآنکاره (Henri Poincare) (هندسه فاصله‌ای یک قرار داد است)، از سردمداران این منازعه می‌باشند. فضا بخشهای نسبتا خالی کیهان است، بیرون از اتمسفر سیارات. گاهی به نام "فضای خارجی" نامیده می‌شود تا از فضای هوایی مکانهای خاکی تمیز داده شود.

از آنجائی که
اتمسفر زمین هیچ سراشیبی یا بریدگی ناگهانی ندارد، بلکه بصورت تدریجی با افزایش ارتفاع رقیق می‌شود، هیچ مرز مشخصی بین فضا و اتمسفر وجود ندارد. در زمین ، به افرادی که بالاتر از ارتفاع 80 کیلومتری (50 مایل) سفر می‌کنند، فضانورد می‌گویند. ارتفاع 120 کیلومتری (400،000 فوت یا 75 مایل) مرزی را تعیین می‌کند که اثرات اتمسفر در هنگام بازگشت قابل توجه می‌شوند. همچنین غالبا ارتفاع 100 کیلومتری (یا 62 مایلی) برای مرز بین اتمسفر و فضا استفاده می‌شود.


icon


تاریخچه نجوم
icon سه شنبه 11 اسفند 1388 | بازدید : مرتبه icon

مقدمه

نجوم در شمار معدود دانش هایی است که علاقمند غیر متخصص هنوز می تواند در پیشبرد آن سهمی داشته باشد.در تاریخ نجوم کشف های زیادی را می توان برشمرد که به وسیله این منجمان غیرحرفه ای صورت گرفته است. ت.ا.ر.فیلیپس کشیشی که به خاطر مطالعاتش درباره مشتری شهرت یافت . و.هی بازیگر و کمدینی که در سال 1933 لکه سفید زحل را کشف کرد . و.ف.دنینگ حسابداری که به خاطر پژوهش هایش درباره سیارات و شخانه ها به دریافت مدال طلای انجمن سلطنتی نجوم انگلستان نائل آمد و بالاخره گروت ربر مهندسی که(تلسکوپ)رادیویی ساخت خودش را در حیات منزلش کار گذاشت و درگیرودار جنگ جهانی دوم نخستین نقشه رادیویی کهکشان را فراهم آورد همه منجمانی غیرحرفه ای (آماتور)بودند.جذبه نجوم و شوق آشنایی با ستارگان و کهکشان ها همراه با این امید که میتوان بی آن که منجمی حرفه ای بود کاری مفید در این علم انجام داد موجب شده است که پیوسته بر منجمان غیر حرفه ای(آماتور)افزوده شود.امروز در بسیاری از کشورها انجمن های ملی نجوم آماتوری تشکیل شده است.این انجمن ها با راهنمایی اهل فن مقدمات این علم راه پژوهش و مطالعه را به علاقمندان می آموزد و حاصل کار آنان را در اختیار دیگران قرار می دهند . طبیعی است که به وسیله امکانات اندک و پیشینه علمی نسبتا محدود منجم آماتور حوزه فعالیت های وی نیز در قیاس با منجم حرفه ای بسیار محدودتر باشد . منجمان غیر حرفه ای ورزیده بیشتر به رصدهای سیاره ای و مطالعه شهابوارها و شخانه ها و بررسی تغییرات نور ستارگان متغیر و چندگانه می پردازند.

تاریخچه نجوم

از زمانی که بشر از خود و از جهانی که در آن سکنی دارد آگاه شده است آسمان را با ترس و شگفتی منبع جذبه ای پایدار و افسون کننده دانسته است . ترس و شگفتی مطالعه و علم را سبب می شود . بشر که بی وقفه در تلاش فائق آمدن بر جهل و حل اسرار بود - سرانجام علم نجوم را پدید آورد.

نجوم علم مواضع-حرکات-ساختمان ها-سرگذشت ها و سرنوشت های اجرام آسمانی است . نجوم در سیر تحول خود به عنوان یک علم-بسیاری از قوانین بنیادی حاکم بر این اجرام را کشف کرده است . اما در ماهیت پژوهش علمی است که کار آن هرگز پایان نپذیرد و دراینجا نیز چون علوم دیگر-تلاش های بسیار به جا مانده است که باید انجام شود.

چرا به مطالعه نجوم می پردازیم؟

نجوم را مطالعه می کنیم زیرا که اندیشه جستجوگر هوشمند باید سوال کند و به جستجوی پاسخ برآید- باید "چرا" را بداند و "چگونه" را دریابد و بشر ازهمان آغاز هر وقت که به بالا نظر افکنده است - آسمان را دیده است که همیشه با مسائلی ناسنجیدنی در برابرش قرار داشته و همواره او را برای حل اسرارش به چالش طلبیده است.

بشر در یک مرحله- واکنش خود را به صورت جادو و اسطوره بیان کرد و این واکنش در هنر - ادبیات و ادیان جهانی تجلی یافت . او در مرحله ای دیگر کوشید تا برای پدیده های آسمانی - که آنها را به کمک حواسش درمی یافت- توضیح علمی فراهم آورد و این توضیحات موضوع علم نجوم اند.

تقسیمات تاریخچه نجوم:

تاریخ نجوم را می توان به سه دوره تقسیم کرد: دوره زمین مرکزی . دوره کهکشانی و دوره کیهانی.

آغاز دوره اول در تاریخ باستان است و پایان آن در قرن شانزدهم . دوره دوم از قرن هفدهم تا قرن نوزدهم طول کشید و دوره سوم در قرن بیستم آغاز شد و هنوز ادامه دارد.

 

دوره زمین مرکزی:

 منجمان نخستین معتقد بودند که زمین باید در مرکز جهان باشد و فرض می کردند که خورشید و ماه وستارگان به دور زمین ساکن میگردند . علاقه آنان که به معنای امروزی کلمه چندان علمی نبود به طور عمده معطوف بود به مسائل عملی و به رابطه واقعی یا فرضی رویدادهای آسمانی با حوادث زمینی و به جستجوی آسمان به خاطر یافتن نشانه هایی از وقایع سعد و نحس . با وجود این کشف های برجسته ای در این دوران صورت پذیرفت.گاهشماری با دقت زیاد رشد کرد . دایره البروج- مسیر ظاهری خورشید از میان ستارگان -  به دقت تمام تعریف شد . دوره کامل کسوف و خسوف تعیین گردید و حتی در قرن دوم پیش از میلاد به حرکت محور زمین پی برده شد . پایان دوره زمین مرکزی در قرن شانزدهم با شخصیت بزرگ نیکولائوس   کوپرنیکوس  پیوندی نزدیک دارد

 دوره کهکشانی:

  میتوان گفت که نجوم جدید با این دوره آغاز می شود . کوپرنیکوس نشان داد که زمین نه تنها مرکز جهان نیست بلکخ فقط یکی از سیاراتی است که به دور خورشید مرکزی می گردد . معلوم شد که زمین که به هیچ روی منحصر به فرد نیست سیاره ای کاملا معمولی است که به طرزی معمولی حرکاتی معمولی دارد.

در حقیقت آشکار شد که خورشید مرکزی خود ستاره ای از ستارگان بی شمار آسمان است.یکی از میلیاردها ستاره دوروبر ما است که برخی بزرگترو بعضی کوچکتر از خورشید- برخی سنگینتر و بعضی سبکتر از آن اند.

در این دوره روش مطالعه نجوم پیوسته علمی تر شد و انگیزه اصلی آن میل به شناخت و فهم قوانین بنیادی حاکم بر حرکت اجرام آسمانی و توضیح چیزهایی بود که بشر به چشم می دید.

پیشرفتی که از قرن شانزدهم تا پایان قرن نوزدهم صورت گرفت نتیجه تلفیق کارآمدی بود از رصدهای پر دامنه-وسایل پیشرفته و کار نبوغ آمیز علمی.

رصد ها : اطلاعات عظیمی که اهمیت بنیادی داشت با کار سخت رصدکنندگان دقیق که نام بزرگ تیخوبرائه (1601-1546) در صدر آنان است جمع آوری شد.

وسایل : البته ورود تلسکوپ به ساحت نجوم توسط گالیلئو گالیله (1642-1564) در 1610 نشانه مرحله مهمی در تکامل علم نجوم به شمار می رود . همان طور که اختراع بعدی طیف نما نیز چنین بود . این دو وسیله مکمل یکدیگر بودند : تلسکوپ رویت ستارگان را با وضوحی بیشتر ممکن می سازد و طیف نما نور ستارگان را تجزیه می کند و اطلاعاتی در باره ستارگان در اختیار ما می گذارد.

نبوغ : نجوم نیز مانند هر علم دیگری برای پیشرفت خود نیازمند تلاش مغزهای بزرگی است که بتوانند بینش-تخیل-شهود و نیز دانش زیاد را بر اطلاعات رصدی تطبیق دهند . یوهانس کپلر(1630-1571) و سر ایزاک نیوتن(1722-1642) .کپلر با کشف قوانین حرکت سیارات و نیوتن با کشف قانون گرانش عمومی- در زمره این اندیشمندان بودند.

 دوره کیهانی:

در این دوره آشکار شد که کهکشان ستاره هایی که خورشید ما به آن تعلق دارد فقط یکی از کهکشان های بسیاری است که برخی بزرگ تر از کهکشان ما و بعضی کوچک تراند  . بخش زیادی از تحقیقات نجومی یک قرن اخیر به این کوشش اختصاص داشته است که تصویری کامل از جهان به دست آوریم . تلسکوپ های نوری بزرگ تر و نیز تلسکوپ های رادیویی عظیم برای کمک به این تحقیقات ساخته شده اند.

نابغه نظری بزرگی که در ذهن عامه مردم بیش از همه با این دوره ارتباط داده می شود دکتر آلبرت اینشتاین فقید(1955-1879) است . (هر چند که او در درجه اول یک فیزیک دان و ریاضی دان بود) . کیهان شناسی و اختر فیزیک سخت به نظریه نسبیت او متکی اند.

در این دوره نجومی است که ما زندگی می کنیم و تا پایان آن راه درازی در پیش است


icon