تبلیغات
اخبار نجوم - مطالب چاله های فضایی
تبلیغات شما
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تولد و حیات ستارها در دهانه ی سیاهچاله ها
icon چهارشنبه 23 تیر 1389 | بازدید : مرتبه icon طبقه بندی: فضا،  چاله های فضایی، 



تصویر بزرگ

تولد و حیات ستارها در دهانه ی سیاهچاله ها


مشاهده ستاره‌های بسیار جوان در نزدیكی سیاه‌چاله مركزی كهكشان راه شیری استاد ایرانی دانشگاه «نورث وسترن» از شگفت انگیزترین زایشگاه كیهانی می‌گوید؛ تولد و حیات ستاره‌ها در دهانه سیاه‌چاله‌ها

مهدی فاتحی

 

مشاهده ستاره‌های بسیار جوان در نزدیكی سیاه‌چاله مركزی كهكشان راه شیری ; استاد ایرانی دانشگاه «نورث وسترن» از شگفت انگیزترین زایشگاه كیهانی می‌گوید؛ تولد و حیات ستاره‌ها در دهانه سیاه‌چاله‌ها

مطالعات و مشاهدات رصدی دكتر فرهاد یوسف‌زاده، اختر فیزیكدان برجسته ایرانی و همكارانش در قلب كهكشان راه شیری، پرده از یكی از جالب توجه ترین پدیده های کیهانی برداشته است. مشاهده حلقه‌ای از ستارگان بسیار جوان در حال شكل‌گیری در نزدیكی سیاه چاله مركزی كهكشان برای نخستین بار كه می‌تواند تحولی در تئوری‌های مطرح پیرامون معمای وجود پارادوكس گونه ستارگان جوان در اطراف سیاه چاله‌های عظیم ایجاد كند.

دكتر فرهاد یوسف زاده در گفت‌وگو با سرویس «علمی» خبرگزاری دانشجویان ایران در تشریح یافته‌های علمی اخیر خود و همكارانش در این زمینه اظهار كرد: یكی از مهمترین مسایلی كه در زمینه سیاه چاله‌ها و پیدایش ستارگان توجه اخترشناسان را به خود جلب كرده، وجود اسرارآمیز ستاره‌هایی جوان در محیط متلاطم و پر جزر و مد اطراف سیاه چاله‌هاست. لازمه تشكیل ستاره‌ها این است كه جرم گازی كه منشاء ستاره می‌شود، خیلی بالا باشد، در حالی كه در نزدیكی سیاهچاله‌ها جاذبه بسیار زیاد بوده و محیط شدیدا متلاطم و ناپایدار است .   در این زمینه دو تئوری وجود داشته است؛ این كه ستاره‌های جوان اطراف سیاه چاله در جای دیگری تشكیل شده و بعد به نزدیكی سیاه چاله مهاجرت كرده‌اند و تئوری دیگر این كه این ستاره‌ها در اطراف سیاه چاله به وجود آمده‌اند كه مساله این است كه چطور توانسته‌اند بر جزر و مد اطراف سیاه چاله غلبه كرده و متراكم شوند. دکتر یوسف زاده و همكارانش چند ماه قبل بر اساس مشاهداتی كه داشتند مقاله‌ای ارائه كرده و در آن برای اولین بار مشاهده ستارگانی را گزارش كردند كه درست در نزدیكی سیاه چاله در حال تشكیل هستند.

در صورتی که بپذیریم ستاره‌ها در جای دیگری تشكیل شده و مهاجرت می‌كنند مشكلات زیادی مطرح می‌شود، چون زمانی كه طول می كشد ستاره مهاجرت كند خیلی بیش از عمر ستاره است و البته تئوری‌هایی برای توجیه آن وجود دارد، ولی به هر جهت این مشاهدات نشان داده است كه ستاره‌هایی در اطراف سیاهچاله مركزی كهكشان راه شیری در فاصله دو تا پنج سال نوری از آن وجود دارند كه در همین 10 تا 50 هزار سال اخیر شروع به تشكیل كرده‌اند و دلایلی وجود دارد كه نشان می‌دهد این ستاره‌ها بسیار بسیار جوان و در واقع در مرحله تشكیل هستند.

این یافته ها از جهت قابل توجه است که اولا نشان می‌دهد در چنان محیط متلاطمی هم كه جزر و مد بسیار زیاد است می‌تواند ستاره به وجود آید و طبیعت صفحه‌هایی را تشكیل می‌دهد كه مثل یك رینگ اطراف آن باشند و تشكیل ستاره‌ها را تسهیل می‌كند. ‌اگر چنین صفحاتی باشند و به سرعت بچرخند تشكیل ستاره در آن خیلی راحتتر است تا این كه یك ستاره به طور منفرد تشكیل شود و جالب است كه در مشاهدات خود چنین صفحاتی را می‌بینیم.

دكتر یوسف‌زاده تصریح كرد: این ستاره‌ها بزرگتر از خورشید ما هستند ولی الان پرتواستار هستند، یعنی هنوز گازهایی اطراف آنها وجود دارد، فاقد سیاره بوده و وزن بالایی (حدود 20 برابر خورشید) دارند كه به همین دلیل سریع تشعشع كرده و حداكثر سن آن‌ها به پنج تا 10 میلیون سال خواهد رسید و پس از آن یا منفجر و سوپر نوآ می‌شوند یا به سیاه چاله‌هایی كوچك تبدیل می‌شوند.

وی افزود: نكته جالب اینجاست كه در كنار این ستاره‌های بسیار جوان، ستاره‌هایی با سن بالاتر را هم می‌بینیم كه نسل گذشته آنها هستند كه نشان می‌دهد، آن ستاره‌ها هم مثل این ستاره‌های جوان در همان رینگ اطراف سیاه چاله‌مركزی كهكشان راه شیری به وجود آمده‌اند، چون ستاره سازی فرایندی پیوسته است.

استاد ایرانی دانشگاه «نورث وسترن» در ادامه درباره روند ادامه تحقیقات خود گفت: تحقیقات من به دو حوزه متمركز خواهد شد یكی این كه چه طور ستاره‌ها در آن محیط كه با جاذبه بسیار بالاست تشكیل می‌شوند كه هم از لحاظ تئوری و هم رصدی بسیار جالب است، چون سیاه چاله‌مركزی ما تنها جایی است كه می‌توان چنین مشاهدات و بررسی‌هایی را انجام داد و در واقع می‌تواند آزمایشگاهی برای رصدهای این چنینی و بررسی پدیده‌هایی باشد كه مطمئنا در سایر كهكشان‌ها هم وجود دارد ولی به دلیل فاصله زیاد قابل مشاهده نیست. من تقریبا نصف زمان خود را به این تحقیقات اختصاص داده ام و پروپوزال‌های مختلفی را برای تحقیق در این زمینه می‌نویسم.

وی تصریح كرد: مطالعات كیهان شناسی چنین یافته‌های جالبی را باید دنبال كرد. ستاره‌هایی كه داریم صحبت می‌كنیم در فاصله دو تا پنج سال نوری از سیاه چاله‌مركزی هستند، بخش دیگر تحقیقات من به شعله‌های خروجی از سیاه چاله‌اختصاص دارد كه درست در نزدیكی سیاه چاله‌هستند كه جاذبه فوق‌العاده بالاست و هم از لحاظ تئوری و هم رصدی با چند تلسكوپ مختلف در حال بررسی آنها هستیم و اتفاقا كمپینی در آوریل 2009 داریم كه سعی می‌كنیم چند تلسكوپ دیگر را بگیریم، علاوه بر آن كارهای دیگری هم دارم كه مربوط به حوزه سیاه چاله‌ها نیست.

یكی از ویژگی‌های سیاه‌چاله‌ها این است كه مواد ورودی آن‌ها، بخشی جذب سیاه چاله‌شده و وزن آن را افزایش می‌دهد و مقداری از آن به صورت جتی از گازها خارج می‌شود اما نكته عجیب در مورد سیاه چاله‌مركزی كهكشان راه شیری نبود چنین پدیده‌ای در آن است.

در ادامه این تحقیقات سازوكار شكل گیری جت گازی سیاهچاله‌ها و علت نبود آن در سیاه‌چاله مركزی كهكشان راه شیری در  حال بررسی است.

دکتر یوسف زاده در ادمه ی گفتوگو اضافه می کند: این یكی از رازهایی است كه خیلی از اخترشناسان روی آن كار می‌كنند كه چطور است از سیاه چاله‌ای كه می‌دانیم چهار میلیون برابر وزن خورشید و خیلی سنگین تر از سیاه چاله‌های كهكشان‌های دیگر است نور چندانی خارج نمی‌شود و تئوری‌های مختلفی در این زمینه مطرح شده است. وی در مورد چگونگی تشخیص وزن زیاد سیاهچاله های مرکز کهکشان، با مقایسه اندازه گیری وزن خورشید از روی سیارات، محاسبه وزن سیاهچاله ها را از روی وزن ستاره های اطراف امکان پذیر دانست .

وی خاطر نشان كرد: اگر زیاد به كهكشان غذا ندهید طبعا نور كمی از آن خارج می‌شود، ولی عجیب این جاست كه اطراف سیاه‌چاله مركزی كهكشان راه شیری گازهای خیلی زیادی وجود دارد و چون نور زیادی از آن خارج نمی‌شود، می‌توانیم تشعشعاتی را كه برای مدت كوتاهی خارج می‌شود بررسی كرد در حالی كه اگر نور خیلی زیادی از آن خارج می‌شد، خیلی مشكل بود كه شعله‌هایی كه مدت كوتاهی از آن خارج می‌شوند را مشاهده كرد.

در واقع وضعیت خاص سیاه چاله‌مركزی كهكشان راه شیری امكان مطالعاتی را برای اخترشناسان فراهم كرده كه در شرایط عادی میسر نیست. الان می‌دانیم این شعله‌ها خیلی نزدیك EVENT HORIZEN)افق رویداد) سیاه چاله‌هستند و به تدریج به اتفاقاتی كه درست در نزدیك این بخش از سیاه چاله‌می‌افتد دست یابیم


برچسب ها: تولد و حیات ستارها در دهانه ی سیاهچاله ها، نجوم،


icon


سفید چاله
icon پنجشنبه 20 اسفند 1388 | بازدید : مرتبه icon طبقه بندی: فضا،  چاله های فضایی، 

سفید چاله (white hole)

سفید چاله به عقیده برخی از دانشمندان، مكانی است كه ماده از آنجا در جهان ظاهر می‌شود. تاكنون هیچ سفید چاله‌ای یافت نگردیده است. اگر سفید چاله‌ای وجود داشته باشد، متضاد یك سیاهچاله خواهد بود.

سفید چاله، باوری عقیده ای است كه توسط دانشمندان مورد بحث قرار گرفته است.


برچسب ها: سفید چاله، چاله های فضایی، نجوم،


icon


سیاه‌چاله
icon پنجشنبه 20 اسفند 1388 | بازدید : مرتبه icon طبقه بندی: فضا،  چاله های فضایی، 

 

نگاره شبیه‌سازی‌شده از یک سیاه‌چاله در برابر ابر ماژلانی.

بنابر نظریه نسبیت عام سیاه‌چاله‌ ناحیه‌ای از فضا است که میدان گرانشی فوق العاده بالایی دارد بطوریکه هیچ چیز حتی نور نمی‌تواند از میدان گرانشی آن بگریزد. در سیاهچاله ناحیه‌ای به نام افق رویداد وجود دارد که هیچ چیزی بعد از عبور از آن نمی‌تواند به بیرون برگردد و یا به عبارت دیگر بلعیده می‌شود.این یکی از اسرار سیاهچاله هاست که دانشمندان روی چگونگی آن به پژوهش می‌پردازند. «سیاه» نامیده می‌شود چون همه نوری که به داخل آن راه می‌یابد را به دام می‌اندازد دقیقا مانند مفهوم جسم سیاه در ترمودینامیک. یک سیاهچاله برخلاف درون نامرئی اش می‌تواند حضور خود را از راه کنش و واکنش با محیط پیرامون نشان دهد. ما از طریق دیدن حلقهٔ تجمعی و یا یک گروه از ستاره‌ها که به دور یک ناحیه تاریک و خالی در حال گردش اند می‌توانیم به حضورشان پی ببریم.

 

مقدمه

یک سیاهچاله اغلب شی‌ای تعریف می‌شود که سرعت گریز آن حتی از سرعت نور بیشتر است. سرعت گریزحداقل سرعت ممکن برای یک جسم می‌باشد تا بتواند از میدان گرانشی جسمی دیگر فرار کند. برای درک بهتر موضوع تصور کنید روی سطح یک سیاره ایستاده‌اید و سنگی را مستقیما به بالاپرتاب می‌کنید.. فرض کنیدکه سنگ را با قدرت زیادی پرتاب نکرده باشید سنگ برای مدتی بالا خواهد رفت اما در نهایت به خاطر گرانش سیاره پایین خواهد افتاد. اگر سنگ را به اندازه کافی محکم پرتاب کنید سنگ ممکن است از گرانش سیاره بگریزد در این حالت سنگ برای همیشه به بالا رفتن ادامه خواد داد.سرعتی که نیاز است با آن سنگ را پرتاب کنید تا از گرانش سیاره بگریزد سرعت گریز نامیده می‌شود. سرعت گریز برای کره زمین تقریبا برابر ۱۱ کیلومتر بر ثانیه می‌باشد و برای خورشید ۶۶۰ کیلومتر بر ثانیه‌است. بدین ترتیب هر چه جرم افزایش می‌یابد و یا شعاع کاهش می‌یابد و به طور کلی هرچه جسم چگال تر باشد سرعت گریز نیز افزایش می‌یابد. می‌توان حدس زد که سرعت گریز برای یک سیاهچاله با جرمی حدود چند میلیون برابر خورشید چقدر است.! مطمئنا سرعت گریز سیاهچاله‌ها بیشتر از سرعت نور می‌باشد در نتیجه هیچ چیز نمی‌تواند از آن فرار کند.در نظریه نسبیت عام تمام جرم یک سیاهچاله درتکینگی متمرکز می‌شود که می‌تواند یک نقطه یا یک حلقه یا یک کره باشد. در اطراف تکینگی کره فرضی به نام افق رویداد وجود دارد که «نقطه بدون بازگشت» را مشخص می‌کند. مرزی که هرچیزی که از آن عبور کند به ناچار به سمت تکینگی هدایت می‌شود. فاصله بین تکینگی تا افق رویداد اندازه یک سیاهچاله را معین می‌کند.

از نظر دانشمندان به طور کلی به دو دسته سیاهچاله‌های چرخشی و غیرچرخشی تقسیم می‌شوند. اما دسته بندی معمول بر اساس جرم آنان می‌باشد. وقتی سیاهچاله‌ها براساس فروپاشی گرانشی یک ستاره شکل می‌گیرند سیاهچاله‌های ستاره وار نامیده می‌شوند.سیاهچاله‌هایی که در مرکز کهکشان‌ها یافت شده‌اند جرمی چند میلیون برابر جرم خورشید دارند و در نتیجه سیاهچاله‌های پرجرم نامیده می‌شوند.دانشمندان معتقدند بین این دو اندازه سیاهچاله‌هایی با جرم چندین هزار برابر جرم خورشید نیز وجود دارند که سیاهچاله‌های جرم متوسط نامیده می‌شوند و اما میکرو سیاهچاله‌ها که دانشمندان معتقدند در زمان انفجار بزرگ شکل گرفته‌اند و همچنین امکان ساخت چنین سیاهچاله‌هایی در دستگاههای شتاب دهنده ذرات روی زمین وجود دارد.با این وجود تا کنون هیچ میکروسیاهچاله‌ای از سوی دانشمندان شناسایی نشده‌است.

 تاریخچه

نگاره‌ای تخیلی از صفحه تجمع پلاسمای داغ بر گِرد یک سیاهچاله (برگرفته از ناسا).

مفهوم جسمی که آن قدر پرجرم است که حتی نور هم نمی‌تواند از آن بگریزدابتدا از سوی زمین شناسی به نام جان میچل درسال ۱۷۸۳ مطرح شد که آن را در مقاله‌ای که به هنری کوندیش فرستاد و از سوی انجمن سلطنتی به چاپ رسید عنوان کرد. در آن زمان مفهوم نظریه گرانش نیوتن و مفهوم سرعت گریز شناخته شده بودند. طبق محاسبات میچل جسمی با شعاعی ۵۰۰ برابر شعاع خورشید و چگالی مشابه در سطح خود سرعت گریزی بیش از سرعت نور خواهد داشت و بنابر این غیر قابل مشاهده خواهد بود. به بیان او: " اگر شعاع کره‌ای با چگالی مشابه خورشید قرار باشد که ۵۰۰ بار از آن بزرگ تر

    باشد جسمی که از ارتفاع بینهایت به سمت آن سقوط می‌کند در سطح آن سرعتی بیش 
    ازسرعت نور به دست می‌آورد و اگر فرض کنیم نور با نیروی مشابهی به سمت ستاره 
    کشیده شود آنگاه تمام نوری که از چنین جسمی ساطع می‌شود به ناچار به وسیله
    گرانش آن به سمت خود ستاره بازمی گردد."

در سال ۱۷۹۶ پیر سیمون لاپلاس ریاضی دان فرانسوی نظریه مشابهی را در ویرایش اول و دوم کتاب خود به نام آشکارسازی نظام جهان مطرح کرد. این مطالب در ویرایش‌های بعدی کتاب حذف شد. این نظریه در قرن نوزدهم توجه چندانی را به خود جلب نکرد زیرا فیزیک دانان براین باور بودند که نور به صورت موج و فاقد جرم است و بنابراین تحت تاثیر گرانش قرار نمی‌گیرد. درسال ۱۹۱۵ آلبرت اینشتین که قبلا نشان داده بود که گرانش نور را تحت تاثیر قرار می‌دهد نظریه گرانش خود به نام نسبیت عام را مطرح کرد.چند ماه بعد کارل شوارتسشیلد راه حلی برای میدان گرانشی یک جرم نقطه‌ای و یک جرم کروی ارائه داد که نشان می‌داد سیاهچاله‌ها می‌توانند به صورت تثوری وجود داشته باشند. شعاع شوارتسشیلد امروزه به عنوان شعاع افق رویداد یک سیاهچاله غیرچرخشی شناخته می‌شود. در سال ۱۹۳۰ سابراهمانیان چاندراسخاراختر فیزیک دان هندی ادعا کرد که یک جسم غیر تابنده با جرمی معادل ۴۱/۱ برابر جرم خورشید به این دلیل که تا آن زمان چیزی که بتواند جلوی فروپاشی آن را بگیرد شناخته نشده بودفرو می‌پاشد. رابرت اوپنهایمر پیش بینی کرد که ستارگان پرجرم ممکن است فروپاشی گرانشی تاثیرگذاری را تجربه کنند.اصولا سیاهچاله‌ها می‌توانند در طبیعت شکل بگیرند. از دید یک ناظر خارجی فروپاشی به سرعت در حال کند شدن است و در نزدیکی شعاع شوارتسشیلد انتقال به قرمز بسیار زیادی پیدا می‌کند به همین علت چنین اجسامی تا مدت‌ها «ستارگان منجمد» نامیده می‌شدند.در سال۱۹۶۷ پیشرفت‌های نظری و تجربی علاقهٔ اخترفیزیک‌دانان را به سیاهچاله‌ها برانگیخت. استیفن هاوکینگ ثابت کرد سیاهچاله‌ها یک خصوصیت عمومی در نظریه گرانشی اینشتین هستند و با فروپاشی برخی اجسام به ناچار سیاهچاله به وجود می‌آید. جامعهٔ ستاره شناسی با کشف تپ اخترها علاقه دوباره‌ای به سیاهچاله‌ها پیدا کرد. پس از مدتی اصطلاح سیاهچاله (حفره سیاه) از سوی فیزیک دانی به نام جان ویلرمطرح شد. او نخستین بار در سخنرانی عمومی خود با عنوان جهان ما شناخته‌ها و ناشناخته‌ها در دسامبر سال ۱۹۶۷ از این نام استفاده کرد.برای تشخیص سیاهچاله‌های نسبیت عام از دیگر اجرام نیوتنی که از سوی لاپلاس و میچل مطرح شده بودند غالبا آن اجرام را ستارگان تاریک می‌نامند.

[ویژگی‌ها

نظریه «بدون مو»ی جان ویلر بیان می‌دارد تنها سه ویژگی سیاهچاله‌ها قابل تشخیص هستند که عبارتند از : جرم و بار الکتریکی و اندازه حرکت زاویه‌ای. این ویژگی‌ها خاص هستند چون از بیرون سیاهچاله قابل تشخیص اند.آن چه بین دانشمندان متداول است دسته بندی سیاهچاله هابر اساس جرم آنان می‌باشد.

 طبقه بندی بر اساس جرم

 سیاهچاله‌های پرجرم

جرمی بین چندصدهزار تا چند میلیون برابر جرم خورشید دارند و پیش بینی می‌شود که در مرکز همه کهکشان‌ها از جمله کهشکان راه شیری وجود داشته باشند. بزرگترین سیاهچاله پرجرم شناخته شده در محل OJ ۲۸۷ قرار دارد و جرمی معادل ۱۸ میلیارد برابر جرم خورشید دارد.

 سیاهچاله‌های جرم متوسط

این سیاهچاله‌ها جرمی هزاران برابر جرم خورشید دارند و گمان می‌رود که این سیاهچاله‌ها نیروی منابع پرتو ایکس را در فضا تامین می‌کنند. هیچ راه مستقیمی برای شکل گیری آنان شناخته نشده‌است اما محتمل است این نوع از برخورد سیاهچاله‌های با جرم کمتر شکل می‌گیرد.

 سیاهچاله‌های ستاره‌وار

این سیاهچاله‌ها جرمی بین سه تا پانزده برابر جرم خورشید دارند و از دو طریق تشکیل می‌شوند. یکی فروپاشی گرانشی ستاره‌های منفرد و دیگری برخورد ستاره‌های دودویی نوترونی.

ریزسیاهچاله‌ها

جرم این سیاهچاله‌ها به اندازه‌ای است که در آنها اثرات مکانیک کوانتومی اهمیت زیادی پیدا می‌کند. به طور کلی سیاهچاله‌هایی که جرمی کمتر از جرم خورشید دارند ریزسیاهچاله نامیده می‌شوند.

 افق رویداد

محدوده‌ای از سیاهچاله‌است که هیچ چیز حتی نور نمی‌تواند به خارج از آن بگریزد. افق رویداد یک سطح جامد نیست و مانع ورود ماده یا تابشی که به سمت ناحیه داخل آن در حرکت است نمی‌شود. در واقع افق رویداد یک ویژگی تعریف شده سیاهچاله‌است که حدود سیاهچاله را مشخص می‌کند.علت سیاه بودن افق رویداد هم این است که هیچ پرتوی نور یا تابش دیگری نمی‌تواند از آن بگریزد. از این رو افق رویداد هر آنچه را که درون آن اتفاق می‌افتد از دید دیگران پنهان نگه می‌دارد. در حال حاضر بهترین نظریه‌ای که می‌توان با استفاده از آن اتفاقات درون افق رویداد را پیش بینی کرد نظریه نسبیت عام اینشتین است.

تکینگی

براساس نسبیت عام جرم یک سیاهچاله به طور کامل در داخل ناحیه‌ای با حجم صفر فشرده شده‌است. این ادعا بدین معناست که چگالی و گرانش این نقطه بی نهایت است.علاوه بر این خمیدگی فضا-زمان در این نقطه بی نهایت خواهد بود. این مقادیر بی نهایت باعث می‌شوند که بیشتر معادلات فیزیکی از جمله معادلات نسبیت کارایی خود را در مرکز سیاهچاله از دست بدهند. از اینرو فیزیک دانان این ناحیه بی نهایت چگال با حجم صفر در مرکز سیاهچاله را تکینگی می‌نامند.

تکینگی در یک سیاهچاله غیرباردار غیرچرخشی یک نقطه‌است به عبارت دیگر ناحیه‌ای است که طول عرض و ارتفاع آن صفر است.امادر مورد این تعریف تردیدهایی وجود دارد.براساس مکانیک کوانتومی هیچ جسمی نمی‌تواند دارای اندازه صفر باشد.بنابر تعریف مکانیک کوانتومی مرکز یک سیاهچاله تکینگی نیست بلکه ناحیه‌ای است که در آن مقادیر زیادی ماده در کوچک ترین حجم ممکن فشرده شده‌است.

فوتون کره

فوتون کره یک سیاهچاله غیرچرخشی محدوده‌ای است کروی با ضخامت صفر و فوتون‌هایی که در طول مسیر مماس بر این کره حرکت می‌کنند در مداری دایره‌ای گرد آن به دام می‌افتند. در سیاهچاله‌های غیرچرخشی شعاع فوتون کره یک و نیم برابر شعاع افق رویداد است.

آرگوسفر

هر جسم فوق چگال و بزرگ در حال چرخش اثری ایجاد می‌کند که به «کشش چارچوب» معروف است. کشش چارچوب باعث می‌شود که فضا- زمان اطراف جسم در راستای چرخش آن کشیده شود. آرگوسفر یکی از ویژگی‌های سیاهچاله‌های چرخشی است این کره با این نواحی هم مرز است:

از بیرون با سطح کروی شکل پهنی که در قطب‌هایش بر افق رویداد منطبق است و به طرز قابل توجهی در ناحیه استوایی خود پهن تر است. این محدوده را معمولا «ارگوسرفس» یا سطح کار می‌نامند.

از درون با افق رویداد بیرونی.

روش‌های شناسایی سیاهچاله‌ها

در بعد تئوری هیچ چیز نمی‌تواند از درون افق رویداد یک سیاهچاله به بیرون آن راه یابد.با این وجود سیاهچاله‌ها را می‌توان با مشاهده پدیده‌های نزدیک آنها یا حلقهٔ تجمعی وعدسی گرانشی وفوران‌های کهکشانی.

حلقه‌های تجمعی و فوران‌های پر انرژی

حلقهٔ تجمعی بسیار داغ و چرخان پیرامون سیاهچاله که متشکل از مواد در حال سقوط به درون سیاهچاله‌است آشکارترین نشانه برای شناسایی سیاهچاله‌ها است. غلظت داخلی حلقه باعث می‌شود حلقه داغ شده و مقادیر زیادی پرتوی ایکس و تابش فرابنفش از خود ساطع کند. با این همه حلقه‌های تجمعی و فوران‌های پرانرژی تنها به سیاهچاله هااختصاص ندارند بلکه در اطراف اجسام دیگری از قبیل ستارگان نوترونی نیز یافت می‌شوند.

عدسی گرانشی

جزو آن پدیده‌هایی است که پیدایش آن می‌تواند دلایل دیگری به جز وجود سیاهچاله‌ها داشته باشد. یک عدسی گرانشی می‌تواند با خمیده کردن پرتوهای نور که در عدم حضور آن هرکدام به سویی می‌رفتند به سمت تلسکوپ‌های ما تصاویر چندگانه‌ای از اجرام بسیار دور به ارمغان آورد.

 آشکارسازی سیاهچاله‌ها

یکی از راههای کشف سیاهچاله‌ها استفاده از امواج گرانشی است که هنگام فروپاشی گسیل می‌دارند. هر جرم اختری از حیث شکل نامتقارن تششع ممکن است یک منبع قابل اکتشاف مشخص به وجود آورد. جوزف وبر از دانشگاه مریلند، پیش کسوت رشته تشعشع گرانشی، رویدادهای زیادی را کشف کرده‌است که حاکی از ویرانی وسیع ماده در جهان، از راه فروپاشی گرانشی است. کارافزار او عبارت است از آنتن‌های آلومینیومی، ابزاری که به‌وسیله سیمهایی در داخل اتاقهای حفاظ داری آویزانند. این کار افزار او قادر به کشف سیاهچاله‌ است، اما متاسفانه این کار را نمی‌تواند به دقت انجام دهد.

 تبدیل ستارگان بزرگ به سیاه‌چاله‌ها

ابتدا برای فهم بهتر سیاهچاله‌ها بد نیست این را بدانید سیاهچاله‌ها به قدری متراکمند که اگر کل کرهٔ زمین قطرش به ۰/۹ سانتیمتر تقلیل یابد اما جرمش ثابت بماند به یک سیاهچاله تبدیل می‌گردد.

بر سر ستاره در حال مرگی که بیش از ۱٫۴ برابر خورشید است چه می‌آید؟ حتی نیروی قوی نیز نمی‌تواند سرعت فرو پاشی درونی آن را متوقف سازد. و این ستاره کاملاً فرو می‌پاشد و از مرحله ستاره نوترونی فراتر رفته و حتی به یک شی کوچک‌تر و چگال تر یعنی سیاهچاله‌ تبدیل می‌شود.اگر هر جسم را به اندازه شعاع شوارتز شیلد منقبض کرد ان به یک سیاه چاله تبدیل می‌شود شعاع شوارتز شیلد زمانی ایجاد می‌شود که سرعت گریزه از جاذبه به سرعت نور برسد

فروپاشی کامل به معنای آن نیست که سیاهچاله‌ از روی صفحه جهان محو می‌شود. همان طور که به‌وسیله اینشتین توصیف شده‌است ساختار فضا- زمان فرو پاشی بی پایان را منتفی می‌کند و به جای آن یک انحنای غیر مادی، نامرئی و واقعی فضا را به وجود می‌آورد. یک سیاهچاله‌ را می‌توان به مرد نامرئی سنگین وزنی تشبیه کرد که روی یک نیمکت نشسته‌است. او دیده نمی‌شود ولی وزن او در نیمکت فرورفتگی ایجاد می‌کند.

سیاهچاله‌ برای فیزیکدانان نظری چیز تازه‌ای نیست. در سال ۱۹۳۹ج. اوپنهایمرو هارتلند و اس. اشنایدر برای نخستین بار سیاهچاله‌ها را به عنوان نتیجه‌ای از نسبیت عمومی پیشنهاد کردند ولی در آن زمان برای تشخیص آنها هیچ راه معلومی وجود نداشت. اما با پیشترفت اخیر اخترشناسی رادیویی و کشف علائم رادیویی توضیح ناپذیر از اعماق فضا، سیاهچاله‌ها به صورت موضوع بسیار مهم اخترشناسی درآمده‌اند. دانشمندان معتقدند که این اشیای نظری پدیده‌های با انرژی فوق العاده چون اختر نماها و تپ اخترها می‌توانند نقشی داشته باشند. سیاهچاله‌ها و ستارگان نوترونی تنها اشیای شناخته شده در فیزیک هستند که برای انجام مشاهده‌های اخترشناختی روی چنان فرستنده‌های بسیار نیرومند تشعشع، به اندازه کافی فشرده و پر جرمند.

تعداد سیاهچاله‌ها در جهان

به عقیده‌ای.جی.دابلیو. کامرون از دانشگاه یشیوا ممکن است جهان پر از سیاهچاله‌ باشد. نظریه کیهان‌شناسی پیش بینی می‌کند که جهان شامل مقدار مشخصی ماده‌است. اما اخترشناسان از مشاهده‌هایشان استنباط کرده‌اند که تقریباً ماده به اندازه کافی وجود ندارد تا این پیش بینی‌ها را عملی سازد. ماده مشاهده شده به اندازه قابل ملاحظه‌ای کمتر از ماده پیش بینی شده‌است. دکتر کامرون بر آن است که ماده گمشده ممکن است به وسیله شمار زیادی سیاهچاله‌ بلعیده شده باشد.

تاریخ شیمیایی جهان نشان می‌دهد که نخستین ستارگانی که تشکیل شده‌اند بسیار بزرگ بوده‌اند و انتظار می‌رود به سیاهچاله‌ها تبدیل شوند. با قطعیت نمی‌توان گفت که همه ستارگان ناگزیر به سیاهچاله‌ها مبدل می‌شوند. دانشمندان نشان داده‌اند که ستارگان نامتقارن ستارگانی که تقارن کروی تقریباً کامل ندارند به این سرنوشت دچار می‌شوند. اما به عقیده وای. ب. زلدوویچ فیزیکدانان شوروی و گروه انگلیسی استیون هاوکینگ، راجر بن روز و روبرت چراک، عدم تقارن شکلی کوچک، یک ستاره بزرگ را نجات نخواهند داد.


 جهان حفره‌ها

سیاهچاله، این اجرام نادر و عجیب، را می‌توان نتیجه تفکرات جوان باهوش آلمانی که در سال ۱۹۱۹ در دفتر ثبت اختراعات سوئیس مشغول به کار بود دانست. آلبرت اینشتین در سال ۱۹۱۹ تئوری نسبیت عام خود را که انقلابی عظیم در فیزیک نوین بود را ارائه کرد. آلبرت اینشتین پی برده بود که جهان اساساً در مکانهای متفاوت نسبت به قوانین نیوتن قابل توضیح نیست. او گفت که سه بعد از فضا نمی‌توانند به صورت مجزا از بعد چهارم یعنی زمان باشند. او گفت که اینها باهم پیوسته هستند و آنها فضا - زمان نامید. این ساختار همانند یک ساختار نامرئی است که در واقع وجود دارد. او گفت که فضا نمی‌تواند مطلق باشد، بلکه پیوسته‌است. این بافت فضا زمانی می‌تواند خمیده شود و یا اینکه پیچ و تاب پیدا کند.

این بافت که می‌تواند جالب باشد فقط در صورتی می‌تواند مسطح و صاف باشد که هیچ چیز در روی آن وجود نداشته باشد. اگر جسمی جرم دار در روی آن وجود داشته باشد گرانش نیز وجود دارد و هر جا که گرانش وجود داشته باشد این بافت فضا - زمان خمیده می‌شود. این خمیدگی این بافت برای اجرام حکم می‌کند که چگونه حرکت کنند، در واقع می‌گوید که گرداگرد این فضا - زمان خمیده به سیر و سفر بپردازند. گرانش در تئوری نسبیت عام اثر هندسی جرم بر فضای اطراف خود است. اگر بخواهیم کمی ساده‌تر توضیح دهیم همین خمیدگی عامل ایجاد گرانش است.

انیشتین برای تصور این واقعیت فرض کرد که کاغذی دارد و آن کاغذ را ساختار فضا - زمان فرض کرد. او جسمی سنگین را در روی آن کاغذ قرار داد (آن جسم را خورشید در نظر گرفت) و دید که در ساختار کاغذ خمیدگی و فرورفتگی ایجاد شده‌است. او گفت که این فضا زمان خمیده گرانشی تولید می‌کند که هر چه این خمیدگی بیشتر باشد گرانش نیز قوی‌تر خواهد بود. سرانجام در جهان اجرامی وجود دارند که این خمیدگی را به نهایت خود می‌رسانند و تمام مسیرها را بسوی خود خم می‌کنند و این اجرام حقیقتاً سیاهچاله‌های کیهانی هستند.


برچسب ها: سیاه‌چاله، نجوم، چاله های فضایی،


icon